بازدید : 2 بازدید
بازدید : 66 بازدید

بعد از مرگ چه اتفاقی برای بدن می افتد؟
طبیعت بعد از مرگ با بدن انسان مهربان نیست. باید خوشحال باشیم که این روزها آیین های تدفین مدرن جای تجزیه طبیعی بدن را گرفته اند. ما می توانیم انتخاب کنیم که پروسه تجزیه شدن بدنمان را با مومیایی شدن به تاخیر بیندازیم، عمل مومیایی که درآن به جای مایعات بدن مواد نگهدارنده می گذارند. یا می توانیم تبدیل به خاکستر شویم، بدین شکل که جسدمان را در درجه حرارت ۲۰۰۰ فارنهایت می سوزانند تا موقعی که به خاکستر تبدیل شویم.
درحالیکه آیین های در دسترس مدرن ما ممکن است خوشایند به نظر نیایند، پروسه طبیعی بازگشت بدنمان به طبیعت حتی از آن هم پست تر است. حتی قدیمی ترین مردمان هم می دانستند چگونه بین خود و جسد در حال تجزیه فاصله بگذارند. در سال ۲۰۰۳ باستان شناسان انسان هایی باستانی مربوط به ۳۵۰۰۰۰ سال پیش در شمال اسپانیا یافتند که مردگانشان را دفن می کردند.
پس در طی تجزیه چه اتفاقی برای بدن می افتد؟
دراینجا ۵ اتفاق عجیبی که بعد از مرگ برای بدن می افتد را بازگو کرده ایم.
سلول هایتان از هم باز می شوند. پروسه تجزیه بدن تنها چند دقیقه بعد از مرگ شروع می شود. وقتی که قلب از تپش باز می ایستد، ما سرمای مرگ را تجربه می کنیم. هنگامی که دمای بدن انسان ۱٫۵ درجه فارنهایت پایین می آید تا به دمای اتاق برسد. و فورا خون شروع به اسیدی شدن می کند و همان زمان دی اکسید کربن بالا می رود. به همین دلیل سلول ها شروع به باز شدن از همدیگر کرده و آنزیم ها را در بافت های بدن خالی می کند، درنتیجه خودشان را از درون هضم می کنند.
√ به رنگ سفید- و ارغوانی درمی آیید
سنگین شدن از علائم مشخصه بدن انسان بعد از مرگ است. درحالیکه باقیمانده بدن شما بعد از مرگ کمرنگ شده، سلول های خونی قرمز سنگین به قسمت هایی از بدن که نزدیک زمین است حرکت می کنند. و این بدین خاطر است که گردش خون متوقف شده است. درنتیجه این تغییرات لک های ارغوانی سراسر قسمت پایینی بدن را می پوشاند. درحقیقت پزشکی قانونی از روی این علائم می تواند زمان مرگ را تشخیص دهد.
√ کلسیم باعث انقباض ماهیچه ها می شود
همه ما در مورد لَخت شدن بدن بعد از مرگ شنیده ایم، زمانیکه بدن انسان سنگین شده و تکان دادنش سخت می شود. این سنگین شدن ۳ تا ۴ ساعت بعد از مرگ اتفاق می افتد، بعد از ۱۲ ساعت به حداکثر خود می رسد و بعد از ۴۸ ساعت از هم می پاشد. چرا چنین اتفاقی می افتد؟
پمپ هایی در غشاء سلول های ماهیچه ای وجود دارد که کلسیم را میزان می کند. وقتی که بعد از مرگ این پمپ ها از کار می افتند، کلیسم وارد سلول ها شده، سبب می شود ماهیچه ها منقبض و سفت شوند. بنابراین بدن سنگین می شود.

√ ارگانهای بدن خودشان را هضم می کنند
فساد و تعفن مثل آنچه که در فیلم های زامبی می بینیم بعد از سنگین شدن بدن اتفاق می افتد. این مرحله با کمک مومیایی کردن به تاخیر می افتد، اما بالاخره بدن تسلیم می شود. آنزیم های پانکراس کاری می کنند این اندام خودش را هضم کند. میکروب ها به این آنزیم ها حمله کرده و بدن در قسمت شکم به سمت اطرافش سبز رنگ می شود.
همان طوری که کارولین ویلیامز در NewScientist می نویسد: ذینفع های اصلی در میان ۱۰۰ تریلیون باکتری هستند که در روده ما زندگی خود را به صورت هماهنگ با ما می گذارندند. درحالیکه این باکتری ها بدن ما را در هم می شکنند، putrescine (ماده سمی در گوشت فاسد) و cadaverine آزاد می کنند، اینها ترکیباتی هستند که باعث می شوند بدن بوی مرگ بدهد.
√ بدن در یک موم پوشیده می شود
بعد از فاسد شدن پوسیدگی به سرعت بدن را تبدیل به اسکلت می کند. با این حال در این راه تغییرات جالبی دارند. اگر بدن در تماس با خاک سرد یا آب باشد، ماده مومی شکل چربی از میکروب هایی که بافت ها را هم می پاشد شکل می گیرد. این چربی مثل یک مخافظ برای اندام های داخلی بدن است. این رویداد محققان را به اشتباه انداخت که فکر کنند بدن خیلی زودتر از آنچه درواقع اتفاق می افتد می میرد، درحالیکه یک مورد چربی مرده ۳۰۰ ساله اخیرا در سوئیس یافت شد.
√ درپایان، همه ما به زمین بازمی گردیم
فقط چگونه بازگشتن ما مهم است. چه سوزانده شویم یا در زمین دفن شویم بالاخره به زمین بازمی گردیم و شاید در برخی از موارد هم مومیایی شویم.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
بازدید : 78 بازدید

محمد رضا گلزار گفت دیا میرزا همسر دارد و همسرش نیز با من دوست است ، این گونه شایعات بسیار زشت است و جالب نیست …
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان

ممکن است گاهی بشنوید که نوجوانی آشکارا بر ضد والدین خود به سرکشی می پردازد . شاید حتی خود خانواده ای را بشناسید که در آن فرزند نوجوانی که غیرقابل کنترل است دارند ، با این حال دانستن اینکه آیا فرزندی واقعا سرکش است یا نه ، همیشه کار آسانی نیست . بعلاوه ، درک این مطلب که چرا فرزندی از یک خانواده به سرکشی می پردازد و دیگر فرزندان با اینکه از همان خانواده هستند – دست به این کار نمی زنند ، میتواند واقعا دشوار باشد .
اگر والدین متوجه شدند که ممکن است یکی از فرزندانشان بفردی کاملا سرکش تبدیل شود ، چه باید بکنند ؟ برای پاسخ به این پرسش ، ابتدا باید این مطلب را درک کنیم که سرکشی چیست ؟ بطور ساده ، فرد سرکش کسی است که عمدا و دائما از اطاعت از یک مقام بالاتر ، خودداری می کند یا با آن مخالفت می کند و یا آنرا حتی به مبارزه می طلبد . البته ، باید به این مَثَل هم توجه کرد که می گوید : « حماقت در دل طفل بسته شده است . » بهمین دلیل برای همه فرزندان پیش می آید که با والدین خود و یا هر مقام دیگری مخالفت کنند .
این امر به ویژه در مورد دوران نوجوانی که همراه با تحولات جسمی و عاطفی است صادق می باشد . هر نوع تغییری در زندگی فرد مولد فشار روحی است و دوران نوجوانی سراسر تغییر است . پسر یا دختر نوجوان شما از دوران کودکی قدم به دوران بلوغ می گذارد . بهمین دلیل ، در طی سالهای نوجوانی برخی از والدین و فرزندان با یکدیگر اختلاف پیدا می کنند . اغلب اوقات والدین از روی غریزه میخواهند این روند را کُند کنند ، در حالی که نوجوانان میخواهند به آن سرعت دهند .
نوجوان سرکش به معیارهای والدین خود پشت می کند . اما بخاطر داشته باشید برای اینکه کسی را سرکش بنامیم تنها چند مورد مخالفت کافی نیست . در مورد برخی از موضوعات اجتماعی یا روحانی ، برخی از نوجوانان ممکن است در ابتدا علاقه ای در این مورد از خود نشان ندهند و اصلا علاقه ای به مذهب و روحانیت نداشته باشند ، اما ممکن است که سرکش نباشند . از این رو شما به عنوان والدین نباید فورا نوجوان خود را در زمره گروه سرکش بدانید .
آیا همه افراد در دوران نوجوانی با والدین خود به مخالفت برمی خیزند ؟ خیر ! به هیچ وجه ، در واقع شواهد نشانگر آنند که تنها تعداد معدودی از نوجوانان بطور جدی دست به تمرد و سرکشی می زنند . با این حال ، اگر یک نوجوان با لجاجت و بطور دائمی به سرکشی بپردازد چه باید کرد ؟ عامل پدیدآورنده چنین سرکشی و تمرد چیست ؟
علل سرکشی ؟
یکی از علل اصلی سرکشی ، محیط متخاصم این دنیاست . دنیای متخاصم امروزی همیشه بدنبال دربند کشیدن نوجوانان و جوانان است و این موضوع بصورت فرهنگی مضر در آمده است که باید در مقابل چنین روشی مقابله نمود. باید اذان کرد که قسمت اعظم این فرهنگ بیش از گذشته زشت ، خطرناک و مملو از تأثیرات بد است . اگر والدین به فرزندان خود آموزش و هشدار ندهند و از آنان حمایت نکنند ، این نوجوانان می توانند به آسانی تحت تأثیر « روحی که الحال در فرزندان معصیت عمل میکند » قرار بگیرد .
فشار از جانب دوستان و معاشران نیز به آن مربوط میشود . اگر والدین اهل مطالعه باشند براحتی میتوانند توصیه هایی از کتب مختلف و یا انترنت جهت پرورش صحیح نوجوان خود کسب کنند . بقول معروف که می گوید : « با حکیمان رفتار کن و حکیم خواهی شد ، اما رفیق جاهلان ضرر خواهد یافت . » به همین ترتیب ، کسی که با افراد آکنده از روحیه زشت این دنیا ، معاشرت می کند به احتمال زیاد تحت تأثیر این روحیه قرار میگیرد. نمونه های این موضوع را ما در اغلب کشورها می بینیم بخصوص در کشور عزیز خودمان ایران . هر چند که می بایست به قوانین کشور خودمان احترام گذارم و مقامهای کشوری را همانند والدین خود محترم بشماریم ، ولی در بعضی مواقع دست به سرکش می زنیم .
علت دیگر سرکشی ممکن است محیط خانه باشد . بطور مثال ، اگر یکی از والدین به مصرف مشروبات الکلی یا مواد مخدر معتاد باشد یا با همسر خود رفتاری خشونت آمیز داشته باشد ، دیدگاه نوجوان خانه درباره زندگی ممکن است دچار انحراف شود. حتی در برخی از خانه های نسبتا آرام نیز نوجوان ممکن است بدلیل فقدان محبت و علاقه در خانه دست به سرکشی بزند با وجود این ، سرکشی نوجوانان همیشه به علت تأثیرات خارجی نیست .
برخی از نوجوانان با وجود آنکه والدینشان اصول اخلاقی ، اصول روحانی را بکار گرفته و تا حد زیادی فرزندان خود را از گزند دنیای اطراف ، حفظ کرده اند باز هم به معیارهای والدین خود پشت می کنند . چرا ؟ شاید دلیل آن ریشه دیگر مشکلات ما یعنی ناکاملی بشر باشد.
چگونه با نوجوانان سرکش و ناسازگار رفتار کنیم؟
۱. کودکان و نوجوانان ناسازگار اغلب مشکلاتی را برای خود و اطرافیان ایجاد میکنند. در حقیقت آنان نمیدانند که چگونه به اهداف خود دست یابند. افکار اشتباه کودکان و نوجوانان باعث بدرفتاری آنان میشود. اگر بهجای بدرفتاری متقابل با فرزندان به افکار نادرستاش توجه کنیم او اصلاح میشود.
۲٫ بهترین راه تشویق کودک یا نوجوان آن است که وقتی را برای او اختصاص دهیم. بسیاری از معلمان که مدت کوتاهی با کودک ناسازگار همراهی کردهاند شاهد تغییرات عمده در رفتار او بودهاند.
۳٫ با تشویق کودک یا نوجوان او احساس وابستگی میکند و انگیزهٔ بدرفتاری او از بین میرود. بهجای اهمیت دادن به اشتباهات نوجوان رفتارهای مثبت او را تشویق کنید.
۴٫ پس از بازگشت فرزندان از مدرسه یا در اوقات فراغت در مورد رویدادهای روزانه سئوال کنید تا در شادترین و غمانگیزترین لحظات او شریک باشید. شما از آنچه که از فرزندتان میآموزید متعجب خواهید شد.
۵٫ کارهای مهم و باارزش را به فرزندان محول کنید. متأسفانه بسیاری از والدین و معلمان کارهائی را که کودکان و نوجوانان میتوانند انجام دهند خودشان برعهده میگیرند. اگر کودکان و نوجوانان در فعالیتهای مختلف شرکت کنند احساس وابستگی میکنند.
۶٫ در جلسه بحث و گفتگو در کلاس با جمع خانواده با احترام و همکاری مشکلاتی را حل کنید. در این جلسات، جو توأم با محبت و احترام ایجاد میشود و کودک و نوجوان مهارتهای اجتماعی، مسئولیتپذیری و همکاری را فرا میگیرد.
۷٫ با کمک همهٔ اعضای خانواده تصمیمگیری و کارهای مهم را بین همه تقسیم کنید. هر یک از وظایف مختلف هفته را بر روی کاغذ جداگانهای یادداشت کنید و داخل جعبهای بیندازید تا هر کس کاغذی را بردارد. در این صورت همیشه یک نفر کار ثابت و مشخص انجام نمیدهد.
با تشویق کودکان و نوجوانان به شرکت در تصمیمگیریهای کلاس، انگیزه و علاقه آنان افزایش مییابد.
۸٫ به فرزندان مسائل مختلف را کامل آموزش دهید. اگر به فرزندتان میگوئید آشپزخانه را تمیز کند، وظایف او را کامل شرح دهید. شاید او فکر کند فقط باید ظرفها را در جاظرفی بگذارد. والدین و دبیران میتوانند، بپرسند و میدانی ازت چه انتظاری دارم؟
۹٫ سرمشق فرزندان باشید و به آنان احترام بگذارید. مهربانی نشانهٔ احترام به کودک و قاطعیت نشانهٔ احترام به خود میباشد. اما این امر در هنگام دعوا و اختلاف چندان آسان نیست. از این رو به توصیههای بعدی توجه کنید.
۱۰٫ در مواردی تنبیه برای تغییر رفتار نادرست کودک و نوجوان مؤثر است. اگر رفتارهای منفی نظیر لجبازی و خشونت در درازمدت در کودک و نوجوان مشاهده میشود باید تشخیص داد که تنبیه در اصلاح رفتار او مؤثر است یا تشویق.
۱۱٫ وقتی که عصبانی میشوید و با فرزندان دعوا میکنید، مشکلی حل نمیشود. به فرزندان آموزش دهید مدتی را برای آرامش اختصاص دهند و در هنگام دعوا شما و فرزندتان همدیگر را ترک کنید و به اتاق جداگانهای بروید. کاری انجام دهید تا آرام شوید، سپس با گفتگو مشکلتان را حل کنید.
۱۲٫ در جلسات خانوادگی یا کلاس درس از سه عامل ارتباط، احترام و منطق استفاده کنید.
۱۳٫ اگر فرزندان ناراحت و عصبی هستند، فرصتی فراهم کنید که افکار منفی را کنار بگذارند تا احساس خوبی نسبت بهخود داشته باشند. به آنان بیاموزید زمانی را برای اصلاح رفتار نادرست خود یا کاهش عصبانیت اختصاص دهند.
۱۴٫ به فرزندان آموزش دهید که اشتباهات فرصت خوبی را برای یادگیری فراهم میکنند ومیتوان از آنها درس عبرت گرفت. بهترین راه آموزش این امر آن است که خودتان سرمشق آنان باشید. وقتی که اشتباه میکنید:
– اشتباهتان را تشخیص دهید ولی احساس خوبی نسبت بهخود داشته باشید.
– به خود بگوئید این بار اشتباه شد، ولی من که نمیخواستم این طور شود.
– بهجای سرزنش خود به فکر حل مشکل باشید.
۱۵٫ شوخطبع باشید. در خانه و مدرسه با تعریف مسائل جالب و خندهدار شادی را برای کودکان و نوجوانان به ارمغان آورید.
۱۶٫ محبت و احترام خود را به فرزندان نشان دهید. به فرزندتان بگوئید تو برای من مهم هستی. من نگران این مسئله هستم. میتوانی کمکم کنی راه حلی برای آن پیدا کنم؟
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
http://www.rahafun.com Tue, 19 Apr 2016 11:29:19 +0000 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=4.4.2 http://www.rahafun.com/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%da%af%db%8c-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%b1%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%d8%a7-%d9%86%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%b1%da%a9%d8%b4.html http://www.rahafun.com/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%da%af%db%8c-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%b1%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%d8%a7-%d9%86%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%b1%da%a9%d8%b4.html#respond Mon, 18 Apr 2016 21:38:40 +0000 http://www.rahafun.com/?p=53742
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان

ممکن است گاهی بشنوید که نوجوانی آشکارا بر ضد والدین خود به سرکشی می پردازد . شاید حتی خود خانواده ای را بشناسید که در آن فرزند نوجوانی که غیرقابل کنترل است دارند ، با این حال دانستن اینکه آیا فرزندی واقعا سرکش است یا نه ، همیشه کار آسانی نیست . بعلاوه ، درک این مطلب که چرا فرزندی از یک خانواده به سرکشی می پردازد و دیگر فرزندان با اینکه از همان خانواده هستند – دست به این کار نمی زنند ، میتواند واقعا دشوار باشد .
اگر والدین متوجه شدند که ممکن است یکی از فرزندانشان بفردی کاملا سرکش تبدیل شود ، چه باید بکنند ؟ برای پاسخ به این پرسش ، ابتدا باید این مطلب را درک کنیم که سرکشی چیست ؟ بطور ساده ، فرد سرکش کسی است که عمدا و دائما از اطاعت از یک مقام بالاتر ، خودداری می کند یا با آن مخالفت می کند و یا آنرا حتی به مبارزه می طلبد . البته ، باید به این مَثَل هم توجه کرد که می گوید : « حماقت در دل طفل بسته شده است . » بهمین دلیل برای همه فرزندان پیش می آید که با والدین خود و یا هر مقام دیگری مخالفت کنند .
این امر به ویژه در مورد دوران نوجوانی که همراه با تحولات جسمی و عاطفی است صادق می باشد . هر نوع تغییری در زندگی فرد مولد فشار روحی است و دوران نوجوانی سراسر تغییر است . پسر یا دختر نوجوان شما از دوران کودکی قدم به دوران بلوغ می گذارد . بهمین دلیل ، در طی سالهای نوجوانی برخی از والدین و فرزندان با یکدیگر اختلاف پیدا می کنند . اغلب اوقات والدین از روی غریزه میخواهند این روند را کُند کنند ، در حالی که نوجوانان میخواهند به آن سرعت دهند .
نوجوان سرکش به معیارهای والدین خود پشت می کند . اما بخاطر داشته باشید برای اینکه کسی را سرکش بنامیم تنها چند مورد مخالفت کافی نیست . در مورد برخی از موضوعات اجتماعی یا روحانی ، برخی از نوجوانان ممکن است در ابتدا علاقه ای در این مورد از خود نشان ندهند و اصلا علاقه ای به مذهب و روحانیت نداشته باشند ، اما ممکن است که سرکش نباشند . از این رو شما به عنوان والدین نباید فورا نوجوان خود را در زمره گروه سرکش بدانید .
آیا همه افراد در دوران نوجوانی با والدین خود به مخالفت برمی خیزند ؟ خیر ! به هیچ وجه ، در واقع شواهد نشانگر آنند که تنها تعداد معدودی از نوجوانان بطور جدی دست به تمرد و سرکشی می زنند . با این حال ، اگر یک نوجوان با لجاجت و بطور دائمی به سرکشی بپردازد چه باید کرد ؟ عامل پدیدآورنده چنین سرکشی و تمرد چیست ؟
علل سرکشی ؟
یکی از علل اصلی سرکشی ، محیط متخاصم این دنیاست . دنیای متخاصم امروزی همیشه بدنبال دربند کشیدن نوجوانان و جوانان است و این موضوع بصورت فرهنگی مضر در آمده است که باید در مقابل چنین روشی مقابله نمود. باید اذان کرد که قسمت اعظم این فرهنگ بیش از گذشته زشت ، خطرناک و مملو از تأثیرات بد است . اگر والدین به فرزندان خود آموزش و هشدار ندهند و از آنان حمایت نکنند ، این نوجوانان می توانند به آسانی تحت تأثیر « روحی که الحال در فرزندان معصیت عمل میکند » قرار بگیرد .
فشار از جانب دوستان و معاشران نیز به آن مربوط میشود . اگر والدین اهل مطالعه باشند براحتی میتوانند توصیه هایی از کتب مختلف و یا انترنت جهت پرورش صحیح نوجوان خود کسب کنند . بقول معروف که می گوید : « با حکیمان رفتار کن و حکیم خواهی شد ، اما رفیق جاهلان ضرر خواهد یافت . » به همین ترتیب ، کسی که با افراد آکنده از روحیه زشت این دنیا ، معاشرت می کند به احتمال زیاد تحت تأثیر این روحیه قرار میگیرد. نمونه های این موضوع را ما در اغلب کشورها می بینیم بخصوص در کشور عزیز خودمان ایران . هر چند که می بایست به قوانین کشور خودمان احترام گذارم و مقامهای کشوری را همانند والدین خود محترم بشماریم ، ولی در بعضی مواقع دست به سرکش می زنیم .
علت دیگر سرکشی ممکن است محیط خانه باشد . بطور مثال ، اگر یکی از والدین به مصرف مشروبات الکلی یا مواد مخدر معتاد باشد یا با همسر خود رفتاری خشونت آمیز داشته باشد ، دیدگاه نوجوان خانه درباره زندگی ممکن است دچار انحراف شود. حتی در برخی از خانه های نسبتا آرام نیز نوجوان ممکن است بدلیل فقدان محبت و علاقه در خانه دست به سرکشی بزند با وجود این ، سرکشی نوجوانان همیشه به علت تأثیرات خارجی نیست .
برخی از نوجوانان با وجود آنکه والدینشان اصول اخلاقی ، اصول روحانی را بکار گرفته و تا حد زیادی فرزندان خود را از گزند دنیای اطراف ، حفظ کرده اند باز هم به معیارهای والدین خود پشت می کنند . چرا ؟ شاید دلیل آن ریشه دیگر مشکلات ما یعنی ناکاملی بشر باشد.
چگونه با نوجوانان سرکش و ناسازگار رفتار کنیم؟
۱. کودکان و نوجوانان ناسازگار اغلب مشکلاتی را برای خود و اطرافیان ایجاد میکنند. در حقیقت آنان نمیدانند که چگونه به اهداف خود دست یابند. افکار اشتباه کودکان و نوجوانان باعث بدرفتاری آنان میشود. اگر بهجای بدرفتاری متقابل با فرزندان به افکار نادرستاش توجه کنیم او اصلاح میشود.
۲٫ بهترین راه تشویق کودک یا نوجوان آن است که وقتی را برای او اختصاص دهیم. بسیاری از معلمان که مدت کوتاهی با کودک ناسازگار همراهی کردهاند شاهد تغییرات عمده در رفتار او بودهاند.
۳٫ با تشویق کودک یا نوجوان او احساس وابستگی میکند و انگیزهٔ بدرفتاری او از بین میرود. بهجای اهمیت دادن به اشتباهات نوجوان رفتارهای مثبت او را تشویق کنید.
۴٫ پس از بازگشت فرزندان از مدرسه یا در اوقات فراغت در مورد رویدادهای روزانه سئوال کنید تا در شادترین و غمانگیزترین لحظات او شریک باشید. شما از آنچه که از فرزندتان میآموزید متعجب خواهید شد.
۵٫ کارهای مهم و باارزش را به فرزندان محول کنید. متأسفانه بسیاری از والدین و معلمان کارهائی را که کودکان و نوجوانان میتوانند انجام دهند خودشان برعهده میگیرند. اگر کودکان و نوجوانان در فعالیتهای مختلف شرکت کنند احساس وابستگی میکنند.
۶٫ در جلسه بحث و گفتگو در کلاس با جمع خانواده با احترام و همکاری مشکلاتی را حل کنید. در این جلسات، جو توأم با محبت و احترام ایجاد میشود و کودک و نوجوان مهارتهای اجتماعی، مسئولیتپذیری و همکاری را فرا میگیرد.
۷٫ با کمک همهٔ اعضای خانواده تصمیمگیری و کارهای مهم را بین همه تقسیم کنید. هر یک از وظایف مختلف هفته را بر روی کاغذ جداگانهای یادداشت کنید و داخل جعبهای بیندازید تا هر کس کاغذی را بردارد. در این صورت همیشه یک نفر کار ثابت و مشخص انجام نمیدهد.
با تشویق کودکان و نوجوانان به شرکت در تصمیمگیریهای کلاس، انگیزه و علاقه آنان افزایش مییابد.
۸٫ به فرزندان مسائل مختلف را کامل آموزش دهید. اگر به فرزندتان میگوئید آشپزخانه را تمیز کند، وظایف او را کامل شرح دهید. شاید او فکر کند فقط باید ظرفها را در جاظرفی بگذارد. والدین و دبیران میتوانند، بپرسند و میدانی ازت چه انتظاری دارم؟
۹٫ سرمشق فرزندان باشید و به آنان احترام بگذارید. مهربانی نشانهٔ احترام به کودک و قاطعیت نشانهٔ احترام به خود میباشد. اما این امر در هنگام دعوا و اختلاف چندان آسان نیست. از این رو به توصیههای بعدی توجه کنید.
۱۰٫ در مواردی تنبیه برای تغییر رفتار نادرست کودک و نوجوان مؤثر است. اگر رفتارهای منفی نظیر لجبازی و خشونت در درازمدت در کودک و نوجوان مشاهده میشود باید تشخیص داد که تنبیه در اصلاح رفتار او مؤثر است یا تشویق.
۱۱٫ وقتی که عصبانی میشوید و با فرزندان دعوا میکنید، مشکلی حل نمیشود. به فرزندان آموزش دهید مدتی را برای آرامش اختصاص دهند و در هنگام دعوا شما و فرزندتان همدیگر را ترک کنید و به اتاق جداگانهای بروید. کاری انجام دهید تا آرام شوید، سپس با گفتگو مشکلتان را حل کنید.
۱۲٫ در جلسات خانوادگی یا کلاس درس از سه عامل ارتباط، احترام و منطق استفاده کنید.
۱۳٫ اگر فرزندان ناراحت و عصبی هستند، فرصتی فراهم کنید که افکار منفی را کنار بگذارند تا احساس خوبی نسبت بهخود داشته باشند. به آنان بیاموزید زمانی را برای اصلاح رفتار نادرست خود یا کاهش عصبانیت اختصاص دهند.
۱۴٫ به فرزندان آموزش دهید که اشتباهات فرصت خوبی را برای یادگیری فراهم میکنند ومیتوان از آنها درس عبرت گرفت. بهترین راه آموزش این امر آن است که خودتان سرمشق آنان باشید. وقتی که اشتباه میکنید:
– اشتباهتان را تشخیص دهید ولی احساس خوبی نسبت بهخود داشته باشید.
– به خود بگوئید این بار اشتباه شد، ولی من که نمیخواستم این طور شود.
– بهجای سرزنش خود به فکر حل مشکل باشید.
۱۵٫ شوخطبع باشید. در خانه و مدرسه با تعریف مسائل جالب و خندهدار شادی را برای کودکان و نوجوانان به ارمغان آورید.
۱۶٫ محبت و احترام خود را به فرزندان نشان دهید. به فرزندتان بگوئید تو برای من مهم هستی. من نگران این مسئله هستم. میتوانی کمکم کنی راه حلی برای آن پیدا کنم؟
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
بازدید : 15 بازدید

بعد از مرگ چه اتفاقی برای بدن می افتد؟
طبیعت بعد از مرگ با بدن انسان مهربان نیست. باید خوشحال باشیم که این روزها آیین های تدفین مدرن جای تجزیه طبیعی بدن را گرفته اند. ما می توانیم انتخاب کنیم که پروسه تجزیه شدن بدنمان را با مومیایی شدن به تاخیر بیندازیم، عمل مومیایی که درآن به جای مایعات بدن مواد نگهدارنده می گذارند. یا می توانیم تبدیل به خاکستر شویم، بدین شکل که جسدمان را در درجه حرارت ۲۰۰۰ فارنهایت می سوزانند تا موقعی که به خاکستر تبدیل شویم.
درحالیکه آیین های در دسترس مدرن ما ممکن است خوشایند به نظر نیایند، پروسه طبیعی بازگشت بدنمان به طبیعت حتی از آن هم پست تر است. حتی قدیمی ترین مردمان هم می دانستند چگونه بین خود و جسد در حال تجزیه فاصله بگذارند. در سال ۲۰۰۳ باستان شناسان انسان هایی باستانی مربوط به ۳۵۰۰۰۰ سال پیش در شمال اسپانیا یافتند که مردگانشان را دفن می کردند.
پس در طی تجزیه چه اتفاقی برای بدن می افتد؟
دراینجا ۵ اتفاق عجیبی که بعد از مرگ برای بدن می افتد را بازگو کرده ایم.
سلول هایتان از هم باز می شوند. پروسه تجزیه بدن تنها چند دقیقه بعد از مرگ شروع می شود. وقتی که قلب از تپش باز می ایستد، ما سرمای مرگ را تجربه می کنیم. هنگامی که دمای بدن انسان ۱٫۵ درجه فارنهایت پایین می آید تا به دمای اتاق برسد. و فورا خون شروع به اسیدی شدن می کند و همان زمان دی اکسید کربن بالا می رود. به همین دلیل سلول ها شروع به باز شدن از همدیگر کرده و آنزیم ها را در بافت های بدن خالی می کند، درنتیجه خودشان را از درون هضم می کنند.
√ به رنگ سفید- و ارغوانی درمی آیید
سنگین شدن از علائم مشخصه بدن انسان بعد از مرگ است. درحالیکه باقیمانده بدن شما بعد از مرگ کمرنگ شده، سلول های خونی قرمز سنگین به قسمت هایی از بدن که نزدیک زمین است حرکت می کنند. و این بدین خاطر است که گردش خون متوقف شده است. درنتیجه این تغییرات لک های ارغوانی سراسر قسمت پایینی بدن را می پوشاند. درحقیقت پزشکی قانونی از روی این علائم می تواند زمان مرگ را تشخیص دهد.
√ کلسیم باعث انقباض ماهیچه ها می شود
همه ما در مورد لَخت شدن بدن بعد از مرگ شنیده ایم، زمانیکه بدن انسان سنگین شده و تکان دادنش سخت می شود. این سنگین شدن ۳ تا ۴ ساعت بعد از مرگ اتفاق می افتد، بعد از ۱۲ ساعت به حداکثر خود می رسد و بعد از ۴۸ ساعت از هم می پاشد. چرا چنین اتفاقی می افتد؟
پمپ هایی در غشاء سلول های ماهیچه ای وجود دارد که کلسیم را میزان می کند. وقتی که بعد از مرگ این پمپ ها از کار می افتند، کلیسم وارد سلول ها شده، سبب می شود ماهیچه ها منقبض و سفت شوند. بنابراین بدن سنگین می شود.

√ ارگانهای بدن خودشان را هضم می کنند
فساد و تعفن مثل آنچه که در فیلم های زامبی می بینیم بعد از سنگین شدن بدن اتفاق می افتد. این مرحله با کمک مومیایی کردن به تاخیر می افتد، اما بالاخره بدن تسلیم می شود. آنزیم های پانکراس کاری می کنند این اندام خودش را هضم کند. میکروب ها به این آنزیم ها حمله کرده و بدن در قسمت شکم به سمت اطرافش سبز رنگ می شود.
همان طوری که کارولین ویلیامز در NewScientist می نویسد: ذینفع های اصلی در میان ۱۰۰ تریلیون باکتری هستند که در روده ما زندگی خود را به صورت هماهنگ با ما می گذارندند. درحالیکه این باکتری ها بدن ما را در هم می شکنند، putrescine (ماده سمی در گوشت فاسد) و cadaverine آزاد می کنند، اینها ترکیباتی هستند که باعث می شوند بدن بوی مرگ بدهد.
√ بدن در یک موم پوشیده می شود
بعد از فاسد شدن پوسیدگی به سرعت بدن را تبدیل به اسکلت می کند. با این حال در این راه تغییرات جالبی دارند. اگر بدن در تماس با خاک سرد یا آب باشد، ماده مومی شکل چربی از میکروب هایی که بافت ها را هم می پاشد شکل می گیرد. این چربی مثل یک مخافظ برای اندام های داخلی بدن است. این رویداد محققان را به اشتباه انداخت که فکر کنند بدن خیلی زودتر از آنچه درواقع اتفاق می افتد می میرد، درحالیکه یک مورد چربی مرده ۳۰۰ ساله اخیرا در سوئیس یافت شد.
√ درپایان، همه ما به زمین بازمی گردیم
فقط چگونه بازگشتن ما مهم است. چه سوزانده شویم یا در زمین دفن شویم بالاخره به زمین بازمی گردیم و شاید در برخی از موارد هم مومیایی شویم.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان

بازدید : 2 بازدید

برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان

اگر دخترتان از بازی با همجنسهایش طفره میرود، دوست دارد ظاهرش را مثل پدرش درست کند و همیشه از اینکه دختر آفریده شده احساس تاسف میکند، مراقب باشید.
پسرتان را یک مرد واقعی تربیت کنید،دخترتان را یک خانم تمام عیار!!
میدانیم، تقصیر خودتان نیست! خیلی چیزها را به شما نگفتهاند و خیلی از درسهایی که میتوانست شما را به پدر یا مادر توانمندتری تبدیل کند را به شما ندادهاند. اما واقعیت این است که باید خودتان آستینها را بالا بزنید و راهی برای شنیدن حرفهای نگفتهای که میتواند سرنوشت کودکتان را تغییر دهد پیدا کنید. ما هم در این مسیر تنهایتان نمیگذاریم و با کمک متخصصان به سوالاتی که ممکن است جوابشان سرنوشت کودکتان را تغییر دهد پاسخ میدهیم.
سوالاتی که تا همین چند سال پیش، در گروه «اسمشو نبرها» جا میگرفتند و هیچکس نه از آنها و نه از پاسخهایشان حرفی به میان نمیآورد. دکتر بیگدلی، روانشناس یکی از کسانی است که میگوید باید از همین امروز برای هویتیابی جنسی کودکتان پا به پای او تلاش کنید و در این مطلب برایتان توضیح میدهد که برای کمک کردن به فرزندتان در پیدا کردن هویت جنسی چه قدمهایی را باید بردارید.
از چه حرف میزنیم؟
اگر دخترتان از بازی با همجنسهایش طفره میرود، دوست دارد ظاهرش را مثل پدرش درست کند و همیشه از اینکه دختر آفریده شده احساس تاسف میکند، مراقب باشید. همه این نشانهها میتواند گویای این باشد که او از جنسیتش ناراضی است و هویت جنسیاش بهدرستی شکل نگرفته است. هویت جنسی یعنی پذیرش جنس خود و رضایت داشتن از آن.
اگر کودکتان مشکلی با نقشها و انتظارات متناسب با جنسیتش ندارد و خودخواسته و بدون هل دادنهای شما مثل همه همجنسهایش رفتار میکند، میتوانید امیدوار باشید که در دوره بلوغ و سالهای بعد از آن کمتر دچار آسیبهای ناشی از بحران هویت جنسی شود. یادتان نرود که سنگ بنا را در همین سالهای کودکی باید درست بگذارید و به او با راهنماییها و واکنشهای درست در شکلگیری هویت جنسیاش کمک کنید.
خودتان را کپی نکنید
پدر یا مادری که به هر قیمتی میخواهد فرزندش نمونه کپی شده او باشد هم میتواند کودکش را در مراحل هویتیابی جنسی دچار مشکل کند. وقتی شما بهعنوان یک پدر دست دخترتان آچار و پیچگوشتی میدهید و از او میخواهید بهجای عروسکبازی با همسالانش راه و رسم برآمدن از پس همه کارهای خانه را یاد بگیرد یا وقتی بهعنوان یک مادر همراه با پسر کوچولویتان کوبلن میدوزید، فرزندتان را درگیر نقشهای جنستی خود میکنید. گذشته از تلاش برای شبیه کردن کودک غیر همجنستان به خود، گاهی هم بهخاطر ناکامیهایی که در تعیین جنسیت فرزند با آن روبهرو شدهاید، ممکن است مسیر را اشتباه بروید.
گاهی والدین بهخاطر انتظاری که قبل از تولد فرزندشان نسبت به جنسیت او داشتهاند، دچار چنین اشتباهاتی میشوند. پدری که همیشه آرزوی پسردار شدن داشته، ممکن است حتی با گذشت سالها هم نتواند دختردار شدنش را بپذیرد و بههمین دلیل همه رفتارهایی که فکر میکرده با فرزند پسر میتواند داشته باشد را در مقابل دخترش انجام دهد. چنین پدری احتمالا از اینکه به دیگران بگوید «دخترم مرد خانه است!» هم احساس غرور خواهد کرد، اما واقعیت این است که این موضوع در سالهای آینده دخترش را با مشکلات فراوانی روبهرو خواهد کرد. اما چنین پدری فراموش میکند که نمیتوانید خلأ نداشتن پسر را با پسرانه تربیت کردن دخترش جبران کند.
خداحافظ خرسی
از همان ماههای ابتدای تولد، میتوانید فرزندتان را با عروسکی در تختخوابش بخوابانید. در آغوش گرفتن این عروسک که البته جنسش برای فرزند کوچک شما خطری ندارد، میتواند در زمان خواب به او آرامش بدهد. اما در سالهای بعد، بهتر است فکری برای جایگزین کردن این عروسکهای نرم و زیبا با اسباببازی متناسب با جنسیت کودکتان کنید. وقتی پسر هفت ساله شما در آغوش عروسکش میخوابد، بهتر است هنگام قصه خواندن برایش عروسک پشمالو را از روی تخت بردارید و جنگجوی محبوبش را در تختخواب بگذارید. هیچکس به اندازه پدر او نمیتواند در قانع کردنش برای این جایگزین کردن موثر باشد.
از طرف دیگر، تعریف کردن داستانهای مناسب توسط پدر در زمان خواب و بازی کردن با اسباببازیهای پسرانه در طول روز هم میتواند در این زمینه موثر باشد. اگر شما پدر کودکی هستید که ارتباطی با اسباببازیهای پسرانه برقرار نمیکند، تصور نکنید با توصیههای زبانی میتوانید تغییر بزرگی را ایجاد کنید. شما بهجای توصیههای کلامی، بهتر است با رفتارتان در طول روز برای تغییر رویه تلاش کنید. وقتی شما با جعبه ابزارتان سرگرم کار کردن هستید، طبیعی است که پسرتان هم هوس کار کردن با آچار و پیچگوشتی کند یا وقتی سربازهایش را پشت سنگر میچینید و با هم بازی هیجانانگیزی را انجام میدهید، بهتر از هر زمانی میتوانید به او در غرق شدن در نقشها و آرزوهای مردانه کمک کنید.
جای خالی را پر نکنید
اگر همیشه زنی ضعیف و منفعل بودهاید و بهخاطر همین ویژگیها آسیب زیادی دیدهاید، نباید اجازه دهید دخترتان قربانی این کمبودها شود. شمایی که همیشه بهخاطر ناتوانی در برآورده کردن نیازهایتان عذاب کشیدهاید، بعید نیست که بعد از مادر شدن بار زندگی را روی دوش فرزندتان بیندازید و با نیت ستون ساختن از او، زندگی را برایش سخت کنید. چنین خطایی را تنها شما مرتکب نمیشوید.
پدری که از ناتوانیهای مادر یا همسرش به سطوح آمده یا مادری که بدون همسر و تنها با دخترش زندگی میکند هم ممکن است در تربیت فرزند خود دچار اشتباه شود و با خیال ساختن «ستون خانه» از فرزندش، نقشی را به او بدهد که متناسب با جنسیتش نیست. پس مراقب رفتارهای خودتان باشید و سعی نکنید خلأهای زندگیتان را توسط فرزندتان پر کنید.
مراقب خندههایتان باشید
درست در لحظهای که پسر کوچولویتان را در حال آرایش کردن میبینید و لبخندزنان با گوشی تلفن همراهتان سراغش میروید تا از او عکس بگیرید، کار را خراب میکنید. برای کودک شما همین لبخند یعنی ارزشمندترین تاییدیه. پسر شما خوب میداند که آرایش کردن و لاک زدن کاری زنانه است و ممکن است به تقلید از شمایی که همه روزتان را در کنار او میگذرانید، هوس سر زدن به میز آرایش شما هم به سرش بزند.
شاید شما هم مثل بسیاری از والدین ندانید که در این لحظه باید با اخم رژلب را از صورتش پاک کنید یا اینکه به قیافه بانمکش بخندید. واقعیت این است که هیچ یک از این رفتارها درست نیست. تنها کاری که برای پسرکتان میتوانید انجام دهید، این است که با قیافهای خنثی، یعنی نه عصبانی و نه خوشحال سراغش بروید و بگویید: «پسرم! مردها که آرایش نمیکنند، اجازه بده با این مداد برایت یک سبیل قشنگ بکشم.» بعد با پنبه و به آرامی صورتش را پاک کنید و برایش با مداد چشم سبیل بکشید و با دیدن این قیافه بانمک مردانه در آینه با هم بخندید و از شبیه «مردها» شدنش تعریف کنید.
تا قبل از ۶سالگی معمولا هم دخترها و هم پسرها بیشتر دنبالهرو مادر خود هستند و از او الگو میگیرند. اما اگر فرزندتان از این سن گذشته، باید اهمیت وقتگذرانیاش با والد همجنس را بهخاطر داشته باشید. پسر کوچولوی شما بعد از ۶ سالگی باید بیشتر در جمعهای مردانه با پدرش حاضر شود، نه اینکه پابهپای شما به همه دورهمیهای زنانه برود و با دنیای مردها بیگانه شود. گذشته از اینها، مراقب باشید میل شما به بودن در کنار پسرتان، باعث وابسته کردن او به خودتان و البته سد راه پیدا کردن هویت جنسیاش نشود.
نگران خشن شدنش نباشید
اگر کودکتان بعد از دیدن انیمیشن پاندای کونگفوکار به در و دیوار لگد میپراند نگران نباشید و از بعد تماشای یک فیلم جنگی در کنار پدرش، از شما میخواهد برایش اسلحه و لباس رزم بخرید هم بد به دلتان راه ندهید. پسر کوچولوی شما بیآنکه با خطر تبدیل شدن به بزرگسالی خشن و سنگدل روبهرو باشد، میتواند ورزشهای رزمی را تمرین یا تفنگبازی کند.
این بازیهای کودکانه بهترین ابزار برای تخلیه اضطراب هستند. پس با خیال اینکه این ابزارها او را از صلح و نوعدوستی دور میکنند، لذت خالی کردن اضطراب و هیجان در بازیهای پسرانه را از او نگیرید.
خودتان درست رفتار کنید
گفتیم که برای کمک کردن به فرزندتان در این مسیر، باید با چشمان باز شاهد رفتارش باشید و نشانههایی که خبر از بروز مشکل میدهند را جدی بگیرید. اما قبل از عمل کردن به همه توصیههای گفته شده، باید مراقب رفتارهای خودتان باشید. بارها و بارها گفتهایم که بچهها قبل از آنکه از حرفهای شما درسی بگیرند، راه و رسم زندگی کردن را از رفتارهایتان میآموزند.
اگر شما بهعنوان یک مادر، همیشه ناکامیهایتان را با این ادعا که «من زن هستم!» برای کودکتان توجیه کنید، طبیعی است که زن بودن را بهعنوان یک ایراد و سد راه برایش معرفی میکنید. عواقب چنین تصمیمی میتواند پرورش دختری باشد که همیشه از جنسیت حقیقیاش فرار میکند.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
بازدید : 79 بازدید

پل لاتیدان یکی از آثار تاریخی واقع در بخش مرکزی شهرستان بندرعباس در جنوب ایران است. پل لاتیدان سالها در زیر خاک مدفون بود تا اینکه در سال ۱۳۷۲، در اثر سیلاب در نزدیکی روستای کلمتلی (لاتیدان) (شهرستان بندرعباس – استان هرمزگان)، یکی از درازترین پلهای تاریخی ایران، نمایان شد.
برای دیدن طویلترین پل ایران باید به جنوب ایران و استان هرمزگان سفر کنید. در ۵۰ کیلومتری غرب بندرعباس روی رود «کول» پلی بسیار بلند و طویل ساخته شده است که پل لاتیدان نام دارد.
عرض پل لاتیدان به دلیل طولانی بودن آن در بخشهای مختلف متغیر است. یکی از اصلیترین دلایل تخریب قسمت میانی پل، نبود امکان ساخت پی و شالوده محکم برای آن به دلیل شدت جریان آب رود است. مصالح به کار رفته در ساخت این پل سنگهای تراش نخورده و ناهمگون است که توسط ملاط به یکدیگر متصل شدهاند.

این پل ظاهراً در زمان شاه عباس اول و در جریان احداث جاده کاروان رو ساخته شده و نقش موثری در نقل و انتقال نیرو و تدارکات برای باز پس گیری منطقه خلیج فارس از استعمارگران پرتغالی داشته است.
باید دانست که درازای پل لاتیدان (پلکول)، سه برابر سی و سه پل اصفهان است و تاکنون گامهای اندکی برای بازسازی، استحکامبخشی و نگاهداری این پل برداشته شدهاست. بهگونهای که تنها در سالهای ۱۳۷۹ و ۱۳۸۶، بازسازی اندکی بر روی آن به عمل آمدهاست.
از آنجا که این پل، در مسیر آبراهههای چندی قرار دارد و در فصل بارندگی، حجم آب در زیر پل بسیار زیاد است، از این رو باید با تعیین اعتبارات ملی برای این اثر ملی، کار بررسیهای استحکامبخشی و بازسازی این پل آغاز شود، پیش از آنکه این اثر که پس از گذشت سالها بر اثر یک سیلاب سر برآوردهاست، در اثر سیلاب دیگری فرو ریزد و نابود شود.

پل لاتیدان ظاهراً در زمان شاه عباس اول و در جریان احداث جاده کاروان رو ساخته شده است

درازای پل لاتیدان (پلکول)، تقریباً سه برابر سی و سه پل اصفهان است

پل لاتیدان سالها در زیر خاک مدفون بود تا اینکه در سال ۱۳۷۲، در اثر سیلاب، نمایان شد

برای دیدن پل لاتیدان باید به جنوب ایران و استان هرمزگان سفر کنید

برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
خطرات وای فای به قدری جدی هستند که در کشورهای اروپایی از سال ها پیش در این زمینه تحقیقاتی جدی و پرهزینه صورت گرفته است و آن را حتی در یکی از مقالات منتشر شده راهی برای سوزاندن مغر اعضای خانواده نام برده می شود.
global health center نوشت: وای فای یکی از اختراعات مهم در زمینه تکنولوژی محسوب می شود چرا که یکی از معدود اختراعاتی است که تقریبا تمام رده های سنی درگیر استفاده ازآن هستند و حتی نوزادان هم که توانایی استفاده از آن را ندارند در معرض اشعه آن قرار دارند.
از سال ۱۹۹۷ که این پدیده تکنولوژی عرضه شد تا کنون دانشمندان مطالعات بسیاری را در زمینه خطرات استفاده و عوارض اشعه وای فای انجام داده اند که نتیجه واضح و البته شکه کننده بود ! بله وای فای تاثیر بسیار منفی بر سلامت جسم و روان دارد. از مهمترین عوارض استفاده از وای فای و در واقع قرار گرفتن در معرض اشعه وای فای آسیب رسانی به کودکان و سلول های مغز است.
در سال ۲۰۰۸ یکی از دانشمندان آمریکایی تحقیقی را با عنوان ” کنترل مغز با گوشی تلفن همراه ” ارئه داد و در آن در مورد مضررات استفاده از وای فای به طور دسته بندی شده عوارض و خطرات را بازگو کرد که شامل:
۱- وای فای سبب بی خوابی می شود:
حتما شما هم متوجه شده اید که بعد از ساعت ها کارکردن با گوشی تلفن همراهتان دچار بی خوابی شده اید. مطالعات نشان می دهد که فرادی که در معرض اشعه های الکترومغناطیسی قرار دارند در الگوی خواب شان تغییرات قابل توجهی دیده می شود و نسبت به سایرین دیرتر به خواب می روند
۲- رشد و ترمیم سلول ها را مختل می کند:
برای ثابت کردن این موضوع محققان تعدادی گیاه در اتاقی بدون وای فای و تعدادی دیگر را در اتاقی با وای فای قرار دادند و بعد از ۲ هفته نتیجه همان بود که پیش بینی می شد. گیاهان در اتاق آزاد و بدون وای فای رشد کرده بودند اما گیاهانی که در معرض وای فای بودند رشدی در انها رخ نداده بود.
۳- وای فای به رشد کودک آسیب می رساند:
در سال ۲۰۰۹ محققان استرالیایی بعد از انجام مطالعات دریافتند که اشعه وای فای سنتز پروتدین ها را تحت تاثیر قرار می دهد و رشد کودک را تا حد قابل توجهی کند می کند.
۴- وای فای فعالیت های ذهنی زنان را ضعیف می کند:
۳۰ نفر به طور داوطلبانه در این تحقیق شرکت کردند که ۱۵ نفر آنها مرد و ۱۵ نفر آنها زن بودند. آنها در ابتدا تست ساده ای از عملکرد های مغزی را انجام دادند و بعد از ان به مدت ۴۵ دقیقه در معرض و کار کردن با وای فای با قدرت ۲٫۴ مگا هرتزی قرار گرفتند. نتیجه برای زنان خوشایند نبود! چرا که بعد از این مدت تست قبلی دوباره انجام شد و زنان نتیجه ای ضعیف تر نسبت به قبل دریافتند.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
http://www.rahafun.com Sun, 17 Apr 2016 15:27:33 +0000 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=4.4.2 http://www.rahafun.com/%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%be%d9%84-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c-%d9%84%d8%a7%d8%aa%db%8c%d8%af%d8%a7%d9%86-%d8%b9%da%a9%d8%b3.html http://www.rahafun.com/%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%be%d9%84-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c-%d9%84%d8%a7%d8%aa%db%8c%d8%af%d8%a7%d9%86-%d8%b9%da%a9%d8%b3.html#respond Sun, 17 Apr 2016 15:27:33 +0000 http://www.rahafun.com/?p=53970 درباره پل تاریخی لاتیدان +عکس

پل لاتیدان یکی از آثار تاریخی واقع در بخش مرکزی شهرستان بندرعباس در جنوب ایران است. پل لاتیدان سالها در زیر خاک مدفون بود تا اینکه در سال ۱۳۷۲، در اثر سیلاب در نزدیکی روستای کلمتلی (لاتیدان) (شهرستان بندرعباس – استان هرمزگان)، یکی از درازترین پلهای تاریخی ایران، نمایان شد.
برای دیدن طویلترین پل ایران باید به جنوب ایران و استان هرمزگان سفر کنید. در ۵۰ کیلومتری غرب بندرعباس روی رود «کول» پلی بسیار بلند و طویل ساخته شده است که پل لاتیدان نام دارد.
عرض پل لاتیدان به دلیل طولانی بودن آن در بخشهای مختلف متغیر است. یکی از اصلیترین دلایل تخریب قسمت میانی پل، نبود امکان ساخت پی و شالوده محکم برای آن به دلیل شدت جریان آب رود است. مصالح به کار رفته در ساخت این پل سنگهای تراش نخورده و ناهمگون است که توسط ملاط به یکدیگر متصل شدهاند.

این پل ظاهراً در زمان شاه عباس اول و در جریان احداث جاده کاروان رو ساخته شده و نقش موثری در نقل و انتقال نیرو و تدارکات برای باز پس گیری منطقه خلیج فارس از استعمارگران پرتغالی داشته است.
باید دانست که درازای پل لاتیدان (پلکول)، سه برابر سی و سه پل اصفهان است و تاکنون گامهای اندکی برای بازسازی، استحکامبخشی و نگاهداری این پل برداشته شدهاست. بهگونهای که تنها در سالهای ۱۳۷۹ و ۱۳۸۶، بازسازی اندکی بر روی آن به عمل آمدهاست.
از آنجا که این پل، در مسیر آبراهههای چندی قرار دارد و در فصل بارندگی، حجم آب در زیر پل بسیار زیاد است، از این رو باید با تعیین اعتبارات ملی برای این اثر ملی، کار بررسیهای استحکامبخشی و بازسازی این پل آغاز شود، پیش از آنکه این اثر که پس از گذشت سالها بر اثر یک سیلاب سر برآوردهاست، در اثر سیلاب دیگری فرو ریزد و نابود شود.

پل لاتیدان ظاهراً در زمان شاه عباس اول و در جریان احداث جاده کاروان رو ساخته شده است

درازای پل لاتیدان (پلکول)، تقریباً سه برابر سی و سه پل اصفهان است

پل لاتیدان سالها در زیر خاک مدفون بود تا اینکه در سال ۱۳۷۲، در اثر سیلاب، نمایان شد

برای دیدن پل لاتیدان باید به جنوب ایران و استان هرمزگان سفر کنید

برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
بازدید : 11 بازدید

پل لاتیدان یکی از آثار تاریخی واقع در بخش مرکزی شهرستان بندرعباس در جنوب ایران است. پل لاتیدان سالها در زیر خاک مدفون بود تا اینکه در سال ۱۳۷۲، در اثر سیلاب در نزدیکی روستای کلمتلی (لاتیدان) (شهرستان بندرعباس – استان هرمزگان)، یکی از درازترین پلهای تاریخی ایران، نمایان شد.
برای دیدن طویلترین پل ایران باید به جنوب ایران و استان هرمزگان سفر کنید. در ۵۰ کیلومتری غرب بندرعباس روی رود «کول» پلی بسیار بلند و طویل ساخته شده است که پل لاتیدان نام دارد.
عرض پل لاتیدان به دلیل طولانی بودن آن در بخشهای مختلف متغیر است. یکی از اصلیترین دلایل تخریب قسمت میانی پل، نبود امکان ساخت پی و شالوده محکم برای آن به دلیل شدت جریان آب رود است. مصالح به کار رفته در ساخت این پل سنگهای تراش نخورده و ناهمگون است که توسط ملاط به یکدیگر متصل شدهاند.

این پل ظاهراً در زمان شاه عباس اول و در جریان احداث جاده کاروان رو ساخته شده و نقش موثری در نقل و انتقال نیرو و تدارکات برای باز پس گیری منطقه خلیج فارس از استعمارگران پرتغالی داشته است.
باید دانست که درازای پل لاتیدان (پلکول)، سه برابر سی و سه پل اصفهان است و تاکنون گامهای اندکی برای بازسازی، استحکامبخشی و نگاهداری این پل برداشته شدهاست. بهگونهای که تنها در سالهای ۱۳۷۹ و ۱۳۸۶، بازسازی اندکی بر روی آن به عمل آمدهاست.
از آنجا که این پل، در مسیر آبراهههای چندی قرار دارد و در فصل بارندگی، حجم آب در زیر پل بسیار زیاد است، از این رو باید با تعیین اعتبارات ملی برای این اثر ملی، کار بررسیهای استحکامبخشی و بازسازی این پل آغاز شود، پیش از آنکه این اثر که پس از گذشت سالها بر اثر یک سیلاب سر برآوردهاست، در اثر سیلاب دیگری فرو ریزد و نابود شود.

پل لاتیدان ظاهراً در زمان شاه عباس اول و در جریان احداث جاده کاروان رو ساخته شده است

درازای پل لاتیدان (پلکول)، تقریباً سه برابر سی و سه پل اصفهان است

پل لاتیدان سالها در زیر خاک مدفون بود تا اینکه در سال ۱۳۷۲، در اثر سیلاب، نمایان شد

برای دیدن پل لاتیدان باید به جنوب ایران و استان هرمزگان سفر کنید

برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان

اغلب والدین ترجیح میدهند فرزندانی تربیت کنند که به راحتی بتوانند با دیگران ارتباط برقرار کرده و دوستیهای خوب و سالم داشته باشند…
ولی متاسفانه نمیدانند از کجا شروع کنند و از چه روشهایی پیروی کنند. ما در اینجا به شما روشهایی را معرفی میکنیم که با پیروی از آنها بتوانید مهارتهای اجتماعی را در فرزندانتان تقویت کنید.
نقاط ضعف و قوت فرزندتان را شناسایی کنید.
پیش از شروع هر کاری، رفتار فرزندتان را با دیگران زیرنظر بگیرید و نقاط ضعف و قوت او را ارزیابی کنید و ببینید آیا برای ارتباط برقرار کردن با دیگران تمایل دارد؟ آیا به کمک و همدردی با دوستان خود علاقهای دارد؟ چه تعداد دوست دارد؟
علایم هشداردهندهای که میتوانید در فرزندتان مشاهده کنید، بدین صورت است: تعداد دوستانش کم باشد، نوبت را رعایت نکند، خود را دست کم بگیرد، اسباببازیهایش را به دیگران ندهد، در موقع گفتوگو با دیگران یا خیلی به آنها نزدیک شود یا خیلی دور بایستد و فاصله مناسب را رعایت نکند، زور بگوید و فقط بخواهد حرف خود را به کرسی بنشاند، با لحنی خشن و تند صحبت کند، مرتب ایراد بگیرد، صحبت دیگران را قطع کند و خود شروع به حرف زدن کند، با دوستان خود کنار نیاید، قدرت برقراری ارتباط چشمی را نداشته باشد و در نهایت پیش از اتمام کامل بازی، آن را ترک کند و سراغ کار دیگری برود.
چگونه دوستیابی را به فرزندتان آموزش دهید.
والدین باید به فرزندان خود مهارتهای اجتماعی را آموزش بدهند و این فرصت را برای آنها فراهم کنند تا خود با سعی و خطا بتوانند با دیگران ارتباط برقرار کنند. بر طبق نظر روانشناسان، کودکان از همان سنین کودکی میتوانند مهارتهای اجتماعی را از والدین خود فرا بگیرند.
بهتر است والدین ابتدا روی نقاط ضعف کودکشان متمرکز شوند و یکی یکی روی آنها کار کنند. پدر و مادر میتوانند هر یک به تنهایی روی تک تک این مشکلات با فرزندشان کار کنند و خود الگوی مناسبی برای او باشند و به او توضیح دهند که در زندگی رفتار خوب و مناسب داشتن چقدر اهمیت دارد و سپس از او بخواهند به تدریج رفتار و منش خود را اصلاح کند و هر روز، اشتباهاتش از روز قبل کمتر شود. والدین نیز باید فرصتهایی را فراهم کنند تا او بتواند مهارتهای جدیدی را که آموزش دیده است، تمرین کند. البته بهتر است در ابتدا با کودکانی برخورد کند که آنها را نمیشناسد و یا حتی از او کوچکتر هستند. به این ترتیب شما میتوانید تمام عکسالعملهای او را به خوبی ارزیابی کنید و نتیجه کارتان را به وضوح ببینید.
والدین میتوانند برای تقویت مهارت دوستیابی در کودکان خود به آنها آموزش دهند که چگونه سر صحبت را با دیگران باز کنند، اسباببازیهایشان را به دوستان خود بدهند و با هم دوستانه بازی کنند. با این عمل آنها به تدریج این توانایی را کسب میکنند تا در هر جایی که هستند دوستانی پیدا کنند که هم از لحاظ فکری و هم از لحاظ نوع علایق با آنها نزدیک باشند. والدین باید فرزندان خود را تشویق کنند تا به دوستانشان جملات مثبت و تحسینآمیز بگویند. به عنوان مثال اگر کودکتان مشغول بازی است و دوستش نظر خوبی میدهد و یا کار خوبی انجام میدهد به او بگوید: “آفرین، عجب فکر خوبی.” و یا “آفرین، خوب کاری کردی.”

او را به داشتن رفتار خوب تشویق کنید.
فرزندتان را تشویق کنید به دیگران احترام بگذارند و از عباراتی مانند “لطفا” و “تشکر میکنم” بیشتر استفاده کنند. رفتار خوب و مناسب داشتن باعث میشود فرزندتان با دیگران راحتتر ارتباط برقرار کند، دوستان بیشتری داشته باشد و حتی در مدرسه و سر کار نیز موفقتر ظاهر شود. مدیرانی که از بین تعداد زیادی داوطلب تنها قصد انتخاب چند نفر را داشته باشند، کسانی را برمیگزینند که روابط اجتماعی بهتر و مناسبتری داشته باشند.
شما خود سعی کنید با احترام گذاشتن، رفتار خوب داشتن و به کار بردن عباراتی مانند “لطفا”، “ممنون” و “معذرت میخواهم”، بهترین الگو برای فرزندتان باشید. برای آنها به طور واضح و شفاف توضیح دهید برخورد خوب داشتن و احترام گذاشتن به دیگران چقدر در زندگی آنها اهمیت دارد. سعی کنید هر هفته یک رفتار خوب را به آنها آموزش دهید و به تدریج رفتار نامناسب آنها را تصحیح کنید.
به آنها آموزش دهید چگونه با افراد بیادب برخورد کنند.
همواره در زندگی افرادی وجود دارند که قصد آزار و اذیت دیگران را دارند و دایم به اطرافیان خود زور میگویند و قلدری میکنند. این حالت در بین کودکان نیز به وضوح مشاهده میشود. آمار نشان داده است که کودکان زیادی به همین علت دچار افت تحصیلی میشوند و در بعضی موارد حتی باعث ترک تحصیل آنها نیز خواهد شد.
هیچ پدر و مادری قادر نیست تمام مدت دنبال فرزند خود باشد و از او در مقابل اینگونه زورگوییها محافظت کند، ولی میتواند به او آموزش دهد چگونه با این افراد برخورد کند. در اینجا به شما سه روش مهم را معرفی میکنیم تا فرزندتان بهتر بتواند با دوستان زورگوی خود برخورد کند. اولین کاری که فرزندتان میتواند انجام دهد این است که در مقابل رفتار بد و نامناسب دوستانش خونسردی خود را حفظ کند و هیچگونه عکسالعملی از خود نشان ندهد. شخصی که دعوا را شروع کرده و قصد اذیت فرزندتان را دارد، مطمئنا انتظار واکنش از جانب او را دارد. ولی هنگامی که با خونسردی او مواجه میشود، شرمنده میشود.
دومین کاری که فرزندتان میتواند انجام دهد این است که خود را به بیاعتنایی بزند، از صحنه دور شود، لبخند بزند، طوری به طرف مقابل نشان دهد که گویی هیچ اتفاقی رخ نداده است و او اصلا ناراحت نیست.
سومین روشی که فرزندتان میتواند در مقابل اینگونه افراد انجام دهد این است که به آنها پاسخی دندانشکن بدهد. این بدان معنا نیست که مقابله به مثل کند و خود دچار بدرفتاری شود. بلکه میتواند در مواقع مناسب از این جملات استفاده کند: “از پیشنهادت ممنون”، “واقعا”، “منظورت این است که؟” بهترین پاسخی که کودکتان میتواند بدهد همین جملات است. بنابراین بهتر است بچهها این جملات را از قبل تمرین کنند تا با اعتماد به نفس و آرامش بیشتری آنها را به کار ببرند و خیلی سریع از محیط دور شوند.
تقویت مهارتهای اجتماعی در بین کودکان امری لازم و ضروری است. دوستان نقش به سزایی در بالا بردن اعتماد به نفس کودکان دارند. اگر میخواهید فرزندتان از لحاظ شخصیتی بهترین باشد، تنها کاری که باید انجام دهید این است که از همان ابتدا طرز برخورد صحیح با دیگران را به او بیاموزید.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان

پدران نیز مانند مادران باید در تربیت فرزندانشان سهیم باشند. اگر به گذشته کودکان بدرفتار برگردیم، متوجه میشویم که پدر نقش پر رنگی در تربیت فرزند خود نداشته است. حال به این توصیهها توجه کنید:
۱- تربیت را از همان ابتدای دوران کودکی شروع کنید.
هر روز اوقاتی را اختصاص دهید که با فرزندتان تنها بوده و با او ارتباطی تنگاتنگ برقرار کنید. یقینا در این شرایط میتوانید بخشی از تربیت او را نیز به عهده بگیرید.
۲- تربیت را به صورت ریشهای آغاز کنید.
اغلب مردانی که در شغل خود موفق هستند، کارشان را از همان ابتدا به صورت ریشهای آغاز کردهاند. پدر بودن نیز نیاز به همین کار دارد. ممکن است شما بپرسید: ”تعویض پوشک کودک چه ارتباطی به تعلیم و تربیت دارد؟“ انجام کارهای مربوط به کودک از قبیل تعویض پوشک، حمام کردن او، لباس پوشیدن و بازی با او، همگی این فرصت را برای شما فراهم میآورد که بتوانید چیزهای جالب و تازهای در مورد فرزندتان کشف کنید و او را به راحتی درک کنید.
در اینجا به این مسالهای ریاضی توجه کنید. در دو تا سه سال نخست، پوشک کودک باید حدود ۵۰۰۰ بار تعویض شود. اگر شما تنها بیست درصد این کار را انجام دهید، شانس ارتباط با کودکتان را به طور قابل ملاحظهای افزایش دادهاید. ممکن است پدران در وهله اول ادعا کنند که تعویض پوشک کودک آنقدرها هم مهم نیست ولی بعدا متوجه خواهند شد که همین عمل پایههای ارتباطی آنان با فرزندانشان را خواهد ساخت. من به شخصه سعی کردم به صورت ریشهای با کودکم ارتباط برقرار کنم، توجه او را به خود جلب کنم و ناخودآگاه این پیام را به او منتقل کنم که من نیز به عنوان پدر خانواده در تربیت و پرورش فرزندم نقش دارم.
توصیهای برای پدران
پدران عزیز، در اینجا برای شما توصیهای دارم که با پیروی از آن بتوانید با همسر و فرزندان خود ارتباطی خوب و صمیمی داشته باشید. به عنوان مثال هنگامی که بچهها بعد از شام مشغول دیدن تلویزیون هستند، پیش آنان بنشینید و به آنها پیشنهادی دهید: ”مامان نیاز به استراحت داره، بهتره بیرون بره و پیادهروی کنه. چطوره همه پاشیم و آشپزخانه را تمیز کنیم؟ اگر همه با هم همکاری کنیم، خیلی سریع کارها تمام میشه و مامان هم خوشحال میشه.“ این عمل به نفع همه شماست. با دیدن آشپزخانه تمیز، همسرتان خوشحال میشود و شما به همراه فرزندتان توانستهاید اوقات خوبی را در کنار یکدیگر سپری کنید و غیرمستقیم درس مهمی را به آنها بدهید: همکاری در منزل امری واجب و ضروری است.
۳- اعتماد او را به خود جلب کنید.
در طی مشاوراتی که داشتم، متوجه شدم پدران در مورد تربیت فرزندشان بیشتر از مادران با مشکل مواجه هستند. یک روز که داشتم برای عده زیادی از پدران در مورد تعلیم و تربیت صحبت میکردم، از آنها سوالی پرسیدم: ”مهمترین چیزی که دوست دارید، امروز یاد بگیرید چیست؟“ اغلب آنها پاسخ دادند که میخواهند در منزل شخصیتی قدرتمند و با نفوذ داشته باشند و فرزندان به آنها احترام بگذارند و از آنها اطاعت کنند. من کاملا با این عقاید موافقم. پدر باید شخصیتی قدرتمند داشته باشد، ولی تنها به این دلیل نمیتوانید او را مجبور کنید به شما احترام بگذارد.
برخی از پدران این طور ادعا میکنند که کودک باید از من حرفشنوی داشته باشد، زیرا من پدر هستم و او تنها یک بچه، پس باید هر چی میگویم گوش کند. خیر، قضیه به همین راحتی نیست. کودک به صحبتهای افرادی گوش میکند که به آنها اعتماد کافی داشته باشد. تصور نکنید او تنها به این دلیل که شما پدر هستید، به شما اعتماد میکند. این حس را باید در او به وجود آورید. هنگامی شما میتوانید ادعا کنید، قدرتمندید که کودک با تمام وجود به شما احترام بگذارد و به حرفهای شما گوش کند، نه فقط به این دلیل که او مجبور به چنین کاری است.
مطمئن باشید اطاعتی که از روی ترس و وحشت باشد، با عدم حضور والدین از بین میرود. حرفشنوی و احترام واقعی نه تنها به صورت مقطعی نیست بلکه به صورت همیشگی خواهد بود. شما برای کدام یک از این افراد با دل و جان کار میکنید، برای کارفرمایی که میترسید و یا شخصی که کاملا به او اعتماد دارید؟ من شخصا این تجربه را در طی کار با کودکان بسیاری فرا گرفتم. پیش از آنکه از فرزندانم بخواهم به من احترام بگذارند، باید اعتماد آنها را به خود جلب کنم، با آنها ارتباط داشته باشم، پاسخگوی نیازهای آنها باشم و در موفقیتشان سهیم باشم. تنها با اینگونه شخصیت است که پدران میتوانند اعتماد فرزندان خود را جلب کنند.

۴- در منزل برای او محدودیتهایی بگذارید.
از ۹ ماهگی تا دو سالگی، کودک از لحاظ ذهنی به گونهای است که رفتارهای آنی و نسنجیده بسیاری از قبیل کشیدن سیم برق از پریز، به دنبال توپ دویدن و به خیابان رفتن، از کابینت بالا رفتن و … را انجام میدهد. البته تمام این اعمال برای نوپایان عادی و طبیعی هستند. در اینجا وظیفه پدر این است که در منزل نظم و ترتیب خاصی را ایجاد کند و با گذاشتن چارچوبی مناسب، رفتارهای نابجای کودکش را کنترل کند. فرزندان همواره به چنین محدودیتهایی که پدر قدرتمند و قابل اعتمادشان برای آنها میگذارد، نیازمندند. هنگامی که شما در منزل محدودیتهایی را میگذارید، کودک احساس امنیت بیشتری میکند، زیرا با این عمل، سیر انرژی او را به سمت درستی هدایت کردهاید. همواره به خاطر داشته باشید که تعلیم و تربیت واقعی از منزل و خانواده آغاز میشود.
۵- به کودک پیام مثبت بدهید.
کاندیس از همان روز تولد جزو نوزادانی بود که مرتب گریه و زاری میکرد و به سختی میشد او را آرام کرد، خواب او اصلا تنظیم نبود و خلاصه بسیار ناآرام بود. والدین هر کاری از دستشان برمیآمد، انجام میدادند ولی او همچنان آشفته و پریشان بود. این طرز رفتار، بر روی زندگی مشترک والدینش اثر گذاشته بود و آنها نیز مرتب با هم دعوا و مجادله میکردند. مارک، پدر خانواده این طور ادعا میکرد: ”کاندیس“، اصلا بچه مورد علاقه من نیست. و او را یک بچه ناآرام و نقنقو خطاب میکرد. او هرگز سعی نمیکرد با او صحبت کند، او را ببوسد و یا حداقل به صورت مثبت با او ارتباط برقرار کند. تمام مدت با او به صورت منفی برخورد میکرد. هرگز به او لبخند نمیزد و یا حتی کاری نمیکرد که او را بخنداند. اگر هم میخواست با او حرف بزند، تنها میگفت: ”بس است، دیگر حرف نزن.“ بنابراین، کاندیس دو ساله، بسیار بدرفتار بود و حتی مادر هم نمیتوانست با او به طور شایستهای ارتباط برقرار کند.
با مارک جلسه مشاوره خانوادگی گذاشتم و به او توضیح دادم که اینگونه بچهها بسیار حساس هستند و به مراقبتهای ویژهای نیاز دارند. متاسفانه پدر، رفتار کاندیس را منفی تلقی کرده بود و همین موضوع ارتباط آنان را خدشهدار کرده بود. بنابراین این طرز فکر مارک باعث شده بود که رفتار نامناسب دخترش را تشدید کند. پیشنهادی به او دادم و گفتم طی دو هفته آینده، سعی کند با او مثبت برخورد کند. مارک در ابتدا دودل بود ولی بعد پیشنهاد مرا پذیرفت.
بعد از مدتی نامهای از همسرش دریافت کردم که این طور نوشته بود: ”تلاشهای شوهرم در ابتدا بسیار مصنوعی به نظر میآمد و برای او کمی سخت بود، بتواند رفتار خود را به سرعت تغییر دهد. ولی باور کنید با همین تغییر رفتار اولیه، کاندیس متوجه شد و پاسخ مثبت داد. باور کنید تمام این تغییرات تقریبا یک شبه اتفاق افتاد و کاندیس ناراحت و عصبی و ناآرام، به یک کودک شاد و سالم و بامزه تبدیل شد. در طی یک ماه تقریبا سه پوند افزایش وزن پیدا کرد. او اکنون بسیار شاد و سرحال است. شوهرم نیز کاملا به او علاقهمند شده و با او ارتباط برقرار میکند. البته اقرار میکنم که شوهرم هنوز تصور میکند سرسختی او اشتباه نبوده ولی به هر حال متوجه شد که روش عشقورزی کارسازتر از روش قبلی او بوده است.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان

اگر دخترتان از بازی با همجنسهایش طفره میرود، دوست دارد ظاهرش را مثل پدرش درست کند و همیشه از اینکه دختر آفریده شده احساس تاسف میکند، مراقب باشید.
پسرتان را یک مرد واقعی تربیت کنید،دخترتان را یک خانم تمام عیار!!
میدانیم، تقصیر خودتان نیست! خیلی چیزها را به شما نگفتهاند و خیلی از درسهایی که میتوانست شما را به پدر یا مادر توانمندتری تبدیل کند را به شما ندادهاند. اما واقعیت این است که باید خودتان آستینها را بالا بزنید و راهی برای شنیدن حرفهای نگفتهای که میتواند سرنوشت کودکتان را تغییر دهد پیدا کنید. ما هم در این مسیر تنهایتان نمیگذاریم و با کمک متخصصان به سوالاتی که ممکن است جوابشان سرنوشت کودکتان را تغییر دهد پاسخ میدهیم.
سوالاتی که تا همین چند سال پیش، در گروه «اسمشو نبرها» جا میگرفتند و هیچکس نه از آنها و نه از پاسخهایشان حرفی به میان نمیآورد. دکتر بیگدلی، روانشناس یکی از کسانی است که میگوید باید از همین امروز برای هویتیابی جنسی کودکتان پا به پای او تلاش کنید و در این مطلب برایتان توضیح میدهد که برای کمک کردن به فرزندتان در پیدا کردن هویت جنسی چه قدمهایی را باید بردارید.
از چه حرف میزنیم؟
اگر دخترتان از بازی با همجنسهایش طفره میرود، دوست دارد ظاهرش را مثل پدرش درست کند و همیشه از اینکه دختر آفریده شده احساس تاسف میکند، مراقب باشید. همه این نشانهها میتواند گویای این باشد که او از جنسیتش ناراضی است و هویت جنسیاش بهدرستی شکل نگرفته است. هویت جنسی یعنی پذیرش جنس خود و رضایت داشتن از آن.
اگر کودکتان مشکلی با نقشها و انتظارات متناسب با جنسیتش ندارد و خودخواسته و بدون هل دادنهای شما مثل همه همجنسهایش رفتار میکند، میتوانید امیدوار باشید که در دوره بلوغ و سالهای بعد از آن کمتر دچار آسیبهای ناشی از بحران هویت جنسی شود. یادتان نرود که سنگ بنا را در همین سالهای کودکی باید درست بگذارید و به او با راهنماییها و واکنشهای درست در شکلگیری هویت جنسیاش کمک کنید.
خودتان را کپی نکنید
پدر یا مادری که به هر قیمتی میخواهد فرزندش نمونه کپی شده او باشد هم میتواند کودکش را در مراحل هویتیابی جنسی دچار مشکل کند. وقتی شما بهعنوان یک پدر دست دخترتان آچار و پیچگوشتی میدهید و از او میخواهید بهجای عروسکبازی با همسالانش راه و رسم برآمدن از پس همه کارهای خانه را یاد بگیرد یا وقتی بهعنوان یک مادر همراه با پسر کوچولویتان کوبلن میدوزید، فرزندتان را درگیر نقشهای جنستی خود میکنید. گذشته از تلاش برای شبیه کردن کودک غیر همجنستان به خود، گاهی هم بهخاطر ناکامیهایی که در تعیین جنسیت فرزند با آن روبهرو شدهاید، ممکن است مسیر را اشتباه بروید.
گاهی والدین بهخاطر انتظاری که قبل از تولد فرزندشان نسبت به جنسیت او داشتهاند، دچار چنین اشتباهاتی میشوند. پدری که همیشه آرزوی پسردار شدن داشته، ممکن است حتی با گذشت سالها هم نتواند دختردار شدنش را بپذیرد و بههمین دلیل همه رفتارهایی که فکر میکرده با فرزند پسر میتواند داشته باشد را در مقابل دخترش انجام دهد. چنین پدری احتمالا از اینکه به دیگران بگوید «دخترم مرد خانه است!» هم احساس غرور خواهد کرد، اما واقعیت این است که این موضوع در سالهای آینده دخترش را با مشکلات فراوانی روبهرو خواهد کرد. اما چنین پدری فراموش میکند که نمیتوانید خلأ نداشتن پسر را با پسرانه تربیت کردن دخترش جبران کند.
خداحافظ خرسی
از همان ماههای ابتدای تولد، میتوانید فرزندتان را با عروسکی در تختخوابش بخوابانید. در آغوش گرفتن این عروسک که البته جنسش برای فرزند کوچک شما خطری ندارد، میتواند در زمان خواب به او آرامش بدهد. اما در سالهای بعد، بهتر است فکری برای جایگزین کردن این عروسکهای نرم و زیبا با اسباببازی متناسب با جنسیت کودکتان کنید. وقتی پسر هفت ساله شما در آغوش عروسکش میخوابد، بهتر است هنگام قصه خواندن برایش عروسک پشمالو را از روی تخت بردارید و جنگجوی محبوبش را در تختخواب بگذارید. هیچکس به اندازه پدر او نمیتواند در قانع کردنش برای این جایگزین کردن موثر باشد.
از طرف دیگر، تعریف کردن داستانهای مناسب توسط پدر در زمان خواب و بازی کردن با اسباببازیهای پسرانه در طول روز هم میتواند در این زمینه موثر باشد. اگر شما پدر کودکی هستید که ارتباطی با اسباببازیهای پسرانه برقرار نمیکند، تصور نکنید با توصیههای زبانی میتوانید تغییر بزرگی را ایجاد کنید. شما بهجای توصیههای کلامی، بهتر است با رفتارتان در طول روز برای تغییر رویه تلاش کنید. وقتی شما با جعبه ابزارتان سرگرم کار کردن هستید، طبیعی است که پسرتان هم هوس کار کردن با آچار و پیچگوشتی کند یا وقتی سربازهایش را پشت سنگر میچینید و با هم بازی هیجانانگیزی را انجام میدهید، بهتر از هر زمانی میتوانید به او در غرق شدن در نقشها و آرزوهای مردانه کمک کنید.
جای خالی را پر نکنید
اگر همیشه زنی ضعیف و منفعل بودهاید و بهخاطر همین ویژگیها آسیب زیادی دیدهاید، نباید اجازه دهید دخترتان قربانی این کمبودها شود. شمایی که همیشه بهخاطر ناتوانی در برآورده کردن نیازهایتان عذاب کشیدهاید، بعید نیست که بعد از مادر شدن بار زندگی را روی دوش فرزندتان بیندازید و با نیت ستون ساختن از او، زندگی را برایش سخت کنید. چنین خطایی را تنها شما مرتکب نمیشوید.
پدری که از ناتوانیهای مادر یا همسرش به سطوح آمده یا مادری که بدون همسر و تنها با دخترش زندگی میکند هم ممکن است در تربیت فرزند خود دچار اشتباه شود و با خیال ساختن «ستون خانه» از فرزندش، نقشی را به او بدهد که متناسب با جنسیتش نیست. پس مراقب رفتارهای خودتان باشید و سعی نکنید خلأهای زندگیتان را توسط فرزندتان پر کنید.
مراقب خندههایتان باشید
درست در لحظهای که پسر کوچولویتان را در حال آرایش کردن میبینید و لبخندزنان با گوشی تلفن همراهتان سراغش میروید تا از او عکس بگیرید، کار را خراب میکنید. برای کودک شما همین لبخند یعنی ارزشمندترین تاییدیه. پسر شما خوب میداند که آرایش کردن و لاک زدن کاری زنانه است و ممکن است به تقلید از شمایی که همه روزتان را در کنار او میگذرانید، هوس سر زدن به میز آرایش شما هم به سرش بزند.
شاید شما هم مثل بسیاری از والدین ندانید که در این لحظه باید با اخم رژلب را از صورتش پاک کنید یا اینکه به قیافه بانمکش بخندید. واقعیت این است که هیچ یک از این رفتارها درست نیست. تنها کاری که برای پسرکتان میتوانید انجام دهید، این است که با قیافهای خنثی، یعنی نه عصبانی و نه خوشحال سراغش بروید و بگویید: «پسرم! مردها که آرایش نمیکنند، اجازه بده با این مداد برایت یک سبیل قشنگ بکشم.» بعد با پنبه و به آرامی صورتش را پاک کنید و برایش با مداد چشم سبیل بکشید و با دیدن این قیافه بانمک مردانه در آینه با هم بخندید و از شبیه «مردها» شدنش تعریف کنید.
تا قبل از ۶سالگی معمولا هم دخترها و هم پسرها بیشتر دنبالهرو مادر خود هستند و از او الگو میگیرند. اما اگر فرزندتان از این سن گذشته، باید اهمیت وقتگذرانیاش با والد همجنس را بهخاطر داشته باشید. پسر کوچولوی شما بعد از ۶ سالگی باید بیشتر در جمعهای مردانه با پدرش حاضر شود، نه اینکه پابهپای شما به همه دورهمیهای زنانه برود و با دنیای مردها بیگانه شود. گذشته از اینها، مراقب باشید میل شما به بودن در کنار پسرتان، باعث وابسته کردن او به خودتان و البته سد راه پیدا کردن هویت جنسیاش نشود.
نگران خشن شدنش نباشید
اگر کودکتان بعد از دیدن انیمیشن پاندای کونگفوکار به در و دیوار لگد میپراند نگران نباشید و از بعد تماشای یک فیلم جنگی در کنار پدرش، از شما میخواهد برایش اسلحه و لباس رزم بخرید هم بد به دلتان راه ندهید. پسر کوچولوی شما بیآنکه با خطر تبدیل شدن به بزرگسالی خشن و سنگدل روبهرو باشد، میتواند ورزشهای رزمی را تمرین یا تفنگبازی کند.
این بازیهای کودکانه بهترین ابزار برای تخلیه اضطراب هستند. پس با خیال اینکه این ابزارها او را از صلح و نوعدوستی دور میکنند، لذت خالی کردن اضطراب و هیجان در بازیهای پسرانه را از او نگیرید.
خودتان درست رفتار کنید
گفتیم که برای کمک کردن به فرزندتان در این مسیر، باید با چشمان باز شاهد رفتارش باشید و نشانههایی که خبر از بروز مشکل میدهند را جدی بگیرید. اما قبل از عمل کردن به همه توصیههای گفته شده، باید مراقب رفتارهای خودتان باشید. بارها و بارها گفتهایم که بچهها قبل از آنکه از حرفهای شما درسی بگیرند، راه و رسم زندگی کردن را از رفتارهایتان میآموزند.
اگر شما بهعنوان یک مادر، همیشه ناکامیهایتان را با این ادعا که «من زن هستم!» برای کودکتان توجیه کنید، طبیعی است که زن بودن را بهعنوان یک ایراد و سد راه برایش معرفی میکنید. عواقب چنین تصمیمی میتواند پرورش دختری باشد که همیشه از جنسیت حقیقیاش فرار میکند.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان

اغلب والدین ترجیح میدهند فرزندانی تربیت کنند که به راحتی بتوانند با دیگران ارتباط برقرار کرده و دوستیهای خوب و سالم داشته باشند…
ولی متاسفانه نمیدانند از کجا شروع کنند و از چه روشهایی پیروی کنند. ما در اینجا به شما روشهایی را معرفی میکنیم که با پیروی از آنها بتوانید مهارتهای اجتماعی را در فرزندانتان تقویت کنید.
نقاط ضعف و قوت فرزندتان را شناسایی کنید.
پیش از شروع هر کاری، رفتار فرزندتان را با دیگران زیرنظر بگیرید و نقاط ضعف و قوت او را ارزیابی کنید و ببینید آیا برای ارتباط برقرار کردن با دیگران تمایل دارد؟ آیا به کمک و همدردی با دوستان خود علاقهای دارد؟ چه تعداد دوست دارد؟
علایم هشداردهندهای که میتوانید در فرزندتان مشاهده کنید، بدین صورت است: تعداد دوستانش کم باشد، نوبت را رعایت نکند، خود را دست کم بگیرد، اسباببازیهایش را به دیگران ندهد، در موقع گفتوگو با دیگران یا خیلی به آنها نزدیک شود یا خیلی دور بایستد و فاصله مناسب را رعایت نکند، زور بگوید و فقط بخواهد حرف خود را به کرسی بنشاند، با لحنی خشن و تند صحبت کند، مرتب ایراد بگیرد، صحبت دیگران را قطع کند و خود شروع به حرف زدن کند، با دوستان خود کنار نیاید، قدرت برقراری ارتباط چشمی را نداشته باشد و در نهایت پیش از اتمام کامل بازی، آن را ترک کند و سراغ کار دیگری برود.
چگونه دوستیابی را به فرزندتان آموزش دهید.
والدین باید به فرزندان خود مهارتهای اجتماعی را آموزش بدهند و این فرصت را برای آنها فراهم کنند تا خود با سعی و خطا بتوانند با دیگران ارتباط برقرار کنند. بر طبق نظر روانشناسان، کودکان از همان سنین کودکی میتوانند مهارتهای اجتماعی را از والدین خود فرا بگیرند.
بهتر است والدین ابتدا روی نقاط ضعف کودکشان متمرکز شوند و یکی یکی روی آنها کار کنند. پدر و مادر میتوانند هر یک به تنهایی روی تک تک این مشکلات با فرزندشان کار کنند و خود الگوی مناسبی برای او باشند و به او توضیح دهند که در زندگی رفتار خوب و مناسب داشتن چقدر اهمیت دارد و سپس از او بخواهند به تدریج رفتار و منش خود را اصلاح کند و هر روز، اشتباهاتش از روز قبل کمتر شود. والدین نیز باید فرصتهایی را فراهم کنند تا او بتواند مهارتهای جدیدی را که آموزش دیده است، تمرین کند. البته بهتر است در ابتدا با کودکانی برخورد کند که آنها را نمیشناسد و یا حتی از او کوچکتر هستند. به این ترتیب شما میتوانید تمام عکسالعملهای او را به خوبی ارزیابی کنید و نتیجه کارتان را به وضوح ببینید.
والدین میتوانند برای تقویت مهارت دوستیابی در کودکان خود به آنها آموزش دهند که چگونه سر صحبت را با دیگران باز کنند، اسباببازیهایشان را به دوستان خود بدهند و با هم دوستانه بازی کنند. با این عمل آنها به تدریج این توانایی را کسب میکنند تا در هر جایی که هستند دوستانی پیدا کنند که هم از لحاظ فکری و هم از لحاظ نوع علایق با آنها نزدیک باشند. والدین باید فرزندان خود را تشویق کنند تا به دوستانشان جملات مثبت و تحسینآمیز بگویند. به عنوان مثال اگر کودکتان مشغول بازی است و دوستش نظر خوبی میدهد و یا کار خوبی انجام میدهد به او بگوید: “آفرین، عجب فکر خوبی.” و یا “آفرین، خوب کاری کردی.”

او را به داشتن رفتار خوب تشویق کنید.
فرزندتان را تشویق کنید به دیگران احترام بگذارند و از عباراتی مانند “لطفا” و “تشکر میکنم” بیشتر استفاده کنند. رفتار خوب و مناسب داشتن باعث میشود فرزندتان با دیگران راحتتر ارتباط برقرار کند، دوستان بیشتری داشته باشد و حتی در مدرسه و سر کار نیز موفقتر ظاهر شود. مدیرانی که از بین تعداد زیادی داوطلب تنها قصد انتخاب چند نفر را داشته باشند، کسانی را برمیگزینند که روابط اجتماعی بهتر و مناسبتری داشته باشند.
شما خود سعی کنید با احترام گذاشتن، رفتار خوب داشتن و به کار بردن عباراتی مانند “لطفا”، “ممنون” و “معذرت میخواهم”، بهترین الگو برای فرزندتان باشید. برای آنها به طور واضح و شفاف توضیح دهید برخورد خوب داشتن و احترام گذاشتن به دیگران چقدر در زندگی آنها اهمیت دارد. سعی کنید هر هفته یک رفتار خوب را به آنها آموزش دهید و به تدریج رفتار نامناسب آنها را تصحیح کنید.
به آنها آموزش دهید چگونه با افراد بیادب برخورد کنند.
همواره در زندگی افرادی وجود دارند که قصد آزار و اذیت دیگران را دارند و دایم به اطرافیان خود زور میگویند و قلدری میکنند. این حالت در بین کودکان نیز به وضوح مشاهده میشود. آمار نشان داده است که کودکان زیادی به همین علت دچار افت تحصیلی میشوند و در بعضی موارد حتی باعث ترک تحصیل آنها نیز خواهد شد.
هیچ پدر و مادری قادر نیست تمام مدت دنبال فرزند خود باشد و از او در مقابل اینگونه زورگوییها محافظت کند، ولی میتواند به او آموزش دهد چگونه با این افراد برخورد کند. در اینجا به شما سه روش مهم را معرفی میکنیم تا فرزندتان بهتر بتواند با دوستان زورگوی خود برخورد کند. اولین کاری که فرزندتان میتواند انجام دهد این است که در مقابل رفتار بد و نامناسب دوستانش خونسردی خود را حفظ کند و هیچگونه عکسالعملی از خود نشان ندهد. شخصی که دعوا را شروع کرده و قصد اذیت فرزندتان را دارد، مطمئنا انتظار واکنش از جانب او را دارد. ولی هنگامی که با خونسردی او مواجه میشود، شرمنده میشود.
دومین کاری که فرزندتان میتواند انجام دهد این است که خود را به بیاعتنایی بزند، از صحنه دور شود، لبخند بزند، طوری به طرف مقابل نشان دهد که گویی هیچ اتفاقی رخ نداده است و او اصلا ناراحت نیست.
سومین روشی که فرزندتان میتواند در مقابل اینگونه افراد انجام دهد این است که به آنها پاسخی دندانشکن بدهد. این بدان معنا نیست که مقابله به مثل کند و خود دچار بدرفتاری شود. بلکه میتواند در مواقع مناسب از این جملات استفاده کند: “از پیشنهادت ممنون”، “واقعا”، “منظورت این است که؟” بهترین پاسخی که کودکتان میتواند بدهد همین جملات است. بنابراین بهتر است بچهها این جملات را از قبل تمرین کنند تا با اعتماد به نفس و آرامش بیشتری آنها را به کار ببرند و خیلی سریع از محیط دور شوند.
تقویت مهارتهای اجتماعی در بین کودکان امری لازم و ضروری است. دوستان نقش به سزایی در بالا بردن اعتماد به نفس کودکان دارند. اگر میخواهید فرزندتان از لحاظ شخصیتی بهترین باشد، تنها کاری که باید انجام دهید این است که از همان ابتدا طرز برخورد صحیح با دیگران را به او بیاموزید.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان

پدران نیز مانند مادران باید در تربیت فرزندانشان سهیم باشند. اگر به گذشته کودکان بدرفتار برگردیم، متوجه میشویم که پدر نقش پر رنگی در تربیت فرزند خود نداشته است. حال به این توصیهها توجه کنید:
۱- تربیت را از همان ابتدای دوران کودکی شروع کنید.
هر روز اوقاتی را اختصاص دهید که با فرزندتان تنها بوده و با او ارتباطی تنگاتنگ برقرار کنید. یقینا در این شرایط میتوانید بخشی از تربیت او را نیز به عهده بگیرید.
۲- تربیت را به صورت ریشهای آغاز کنید.
اغلب مردانی که در شغل خود موفق هستند، کارشان را از همان ابتدا به صورت ریشهای آغاز کردهاند. پدر بودن نیز نیاز به همین کار دارد. ممکن است شما بپرسید: ”تعویض پوشک کودک چه ارتباطی به تعلیم و تربیت دارد؟“ انجام کارهای مربوط به کودک از قبیل تعویض پوشک، حمام کردن او، لباس پوشیدن و بازی با او، همگی این فرصت را برای شما فراهم میآورد که بتوانید چیزهای جالب و تازهای در مورد فرزندتان کشف کنید و او را به راحتی درک کنید.
در اینجا به این مسالهای ریاضی توجه کنید. در دو تا سه سال نخست، پوشک کودک باید حدود ۵۰۰۰ بار تعویض شود. اگر شما تنها بیست درصد این کار را انجام دهید، شانس ارتباط با کودکتان را به طور قابل ملاحظهای افزایش دادهاید. ممکن است پدران در وهله اول ادعا کنند که تعویض پوشک کودک آنقدرها هم مهم نیست ولی بعدا متوجه خواهند شد که همین عمل پایههای ارتباطی آنان با فرزندانشان را خواهد ساخت. من به شخصه سعی کردم به صورت ریشهای با کودکم ارتباط برقرار کنم، توجه او را به خود جلب کنم و ناخودآگاه این پیام را به او منتقل کنم که من نیز به عنوان پدر خانواده در تربیت و پرورش فرزندم نقش دارم.
توصیهای برای پدران
پدران عزیز، در اینجا برای شما توصیهای دارم که با پیروی از آن بتوانید با همسر و فرزندان خود ارتباطی خوب و صمیمی داشته باشید. به عنوان مثال هنگامی که بچهها بعد از شام مشغول دیدن تلویزیون هستند، پیش آنان بنشینید و به آنها پیشنهادی دهید: ”مامان نیاز به استراحت داره، بهتره بیرون بره و پیادهروی کنه. چطوره همه پاشیم و آشپزخانه را تمیز کنیم؟ اگر همه با هم همکاری کنیم، خیلی سریع کارها تمام میشه و مامان هم خوشحال میشه.“ این عمل به نفع همه شماست. با دیدن آشپزخانه تمیز، همسرتان خوشحال میشود و شما به همراه فرزندتان توانستهاید اوقات خوبی را در کنار یکدیگر سپری کنید و غیرمستقیم درس مهمی را به آنها بدهید: همکاری در منزل امری واجب و ضروری است.
۳- اعتماد او را به خود جلب کنید.
در طی مشاوراتی که داشتم، متوجه شدم پدران در مورد تربیت فرزندشان بیشتر از مادران با مشکل مواجه هستند. یک روز که داشتم برای عده زیادی از پدران در مورد تعلیم و تربیت صحبت میکردم، از آنها سوالی پرسیدم: ”مهمترین چیزی که دوست دارید، امروز یاد بگیرید چیست؟“ اغلب آنها پاسخ دادند که میخواهند در منزل شخصیتی قدرتمند و با نفوذ داشته باشند و فرزندان به آنها احترام بگذارند و از آنها اطاعت کنند. من کاملا با این عقاید موافقم. پدر باید شخصیتی قدرتمند داشته باشد، ولی تنها به این دلیل نمیتوانید او را مجبور کنید به شما احترام بگذارد.
برخی از پدران این طور ادعا میکنند که کودک باید از من حرفشنوی داشته باشد، زیرا من پدر هستم و او تنها یک بچه، پس باید هر چی میگویم گوش کند. خیر، قضیه به همین راحتی نیست. کودک به صحبتهای افرادی گوش میکند که به آنها اعتماد کافی داشته باشد. تصور نکنید او تنها به این دلیل که شما پدر هستید، به شما اعتماد میکند. این حس را باید در او به وجود آورید. هنگامی شما میتوانید ادعا کنید، قدرتمندید که کودک با تمام وجود به شما احترام بگذارد و به حرفهای شما گوش کند، نه فقط به این دلیل که او مجبور به چنین کاری است.
مطمئن باشید اطاعتی که از روی ترس و وحشت باشد، با عدم حضور والدین از بین میرود. حرفشنوی و احترام واقعی نه تنها به صورت مقطعی نیست بلکه به صورت همیشگی خواهد بود. شما برای کدام یک از این افراد با دل و جان کار میکنید، برای کارفرمایی که میترسید و یا شخصی که کاملا به او اعتماد دارید؟ من شخصا این تجربه را در طی کار با کودکان بسیاری فرا گرفتم. پیش از آنکه از فرزندانم بخواهم به من احترام بگذارند، باید اعتماد آنها را به خود جلب کنم، با آنها ارتباط داشته باشم، پاسخگوی نیازهای آنها باشم و در موفقیتشان سهیم باشم. تنها با اینگونه شخصیت است که پدران میتوانند اعتماد فرزندان خود را جلب کنند.

۴- در منزل برای او محدودیتهایی بگذارید.
از ۹ ماهگی تا دو سالگی، کودک از لحاظ ذهنی به گونهای است که رفتارهای آنی و نسنجیده بسیاری از قبیل کشیدن سیم برق از پریز، به دنبال توپ دویدن و به خیابان رفتن، از کابینت بالا رفتن و … را انجام میدهد. البته تمام این اعمال برای نوپایان عادی و طبیعی هستند. در اینجا وظیفه پدر این است که در منزل نظم و ترتیب خاصی را ایجاد کند و با گذاشتن چارچوبی مناسب، رفتارهای نابجای کودکش را کنترل کند. فرزندان همواره به چنین محدودیتهایی که پدر قدرتمند و قابل اعتمادشان برای آنها میگذارد، نیازمندند. هنگامی که شما در منزل محدودیتهایی را میگذارید، کودک احساس امنیت بیشتری میکند، زیرا با این عمل، سیر انرژی او را به سمت درستی هدایت کردهاید. همواره به خاطر داشته باشید که تعلیم و تربیت واقعی از منزل و خانواده آغاز میشود.
۵- به کودک پیام مثبت بدهید.
کاندیس از همان روز تولد جزو نوزادانی بود که مرتب گریه و زاری میکرد و به سختی میشد او را آرام کرد، خواب او اصلا تنظیم نبود و خلاصه بسیار ناآرام بود. والدین هر کاری از دستشان برمیآمد، انجام میدادند ولی او همچنان آشفته و پریشان بود. این طرز رفتار، بر روی زندگی مشترک والدینش اثر گذاشته بود و آنها نیز مرتب با هم دعوا و مجادله میکردند. مارک، پدر خانواده این طور ادعا میکرد: ”کاندیس“، اصلا بچه مورد علاقه من نیست. و او را یک بچه ناآرام و نقنقو خطاب میکرد. او هرگز سعی نمیکرد با او صحبت کند، او را ببوسد و یا حداقل به صورت مثبت با او ارتباط برقرار کند. تمام مدت با او به صورت منفی برخورد میکرد. هرگز به او لبخند نمیزد و یا حتی کاری نمیکرد که او را بخنداند. اگر هم میخواست با او حرف بزند، تنها میگفت: ”بس است، دیگر حرف نزن.“ بنابراین، کاندیس دو ساله، بسیار بدرفتار بود و حتی مادر هم نمیتوانست با او به طور شایستهای ارتباط برقرار کند.
با مارک جلسه مشاوره خانوادگی گذاشتم و به او توضیح دادم که اینگونه بچهها بسیار حساس هستند و به مراقبتهای ویژهای نیاز دارند. متاسفانه پدر، رفتار کاندیس را منفی تلقی کرده بود و همین موضوع ارتباط آنان را خدشهدار کرده بود. بنابراین این طرز فکر مارک باعث شده بود که رفتار نامناسب دخترش را تشدید کند. پیشنهادی به او دادم و گفتم طی دو هفته آینده، سعی کند با او مثبت برخورد کند. مارک در ابتدا دودل بود ولی بعد پیشنهاد مرا پذیرفت.
بعد از مدتی نامهای از همسرش دریافت کردم که این طور نوشته بود: ”تلاشهای شوهرم در ابتدا بسیار مصنوعی به نظر میآمد و برای او کمی سخت بود، بتواند رفتار خود را به سرعت تغییر دهد. ولی باور کنید با همین تغییر رفتار اولیه، کاندیس متوجه شد و پاسخ مثبت داد. باور کنید تمام این تغییرات تقریبا یک شبه اتفاق افتاد و کاندیس ناراحت و عصبی و ناآرام، به یک کودک شاد و سالم و بامزه تبدیل شد. در طی یک ماه تقریبا سه پوند افزایش وزن پیدا کرد. او اکنون بسیار شاد و سرحال است. شوهرم نیز کاملا به او علاقهمند شده و با او ارتباط برقرار میکند. البته اقرار میکنم که شوهرم هنوز تصور میکند سرسختی او اشتباه نبوده ولی به هر حال متوجه شد که روش عشقورزی کارسازتر از روش قبلی او بوده است.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان

اگر دخترتان از بازی با همجنسهایش طفره میرود، دوست دارد ظاهرش را مثل پدرش درست کند و همیشه از اینکه دختر آفریده شده احساس تاسف میکند، مراقب باشید.
پسرتان را یک مرد واقعی تربیت کنید،دخترتان را یک خانم تمام عیار!!
میدانیم، تقصیر خودتان نیست! خیلی چیزها را به شما نگفتهاند و خیلی از درسهایی که میتوانست شما را به پدر یا مادر توانمندتری تبدیل کند را به شما ندادهاند. اما واقعیت این است که باید خودتان آستینها را بالا بزنید و راهی برای شنیدن حرفهای نگفتهای که میتواند سرنوشت کودکتان را تغییر دهد پیدا کنید. ما هم در این مسیر تنهایتان نمیگذاریم و با کمک متخصصان به سوالاتی که ممکن است جوابشان سرنوشت کودکتان را تغییر دهد پاسخ میدهیم.
سوالاتی که تا همین چند سال پیش، در گروه «اسمشو نبرها» جا میگرفتند و هیچکس نه از آنها و نه از پاسخهایشان حرفی به میان نمیآورد. دکتر بیگدلی، روانشناس یکی از کسانی است که میگوید باید از همین امروز برای هویتیابی جنسی کودکتان پا به پای او تلاش کنید و در این مطلب برایتان توضیح میدهد که برای کمک کردن به فرزندتان در پیدا کردن هویت جنسی چه قدمهایی را باید بردارید.
از چه حرف میزنیم؟
اگر دخترتان از بازی با همجنسهایش طفره میرود، دوست دارد ظاهرش را مثل پدرش درست کند و همیشه از اینکه دختر آفریده شده احساس تاسف میکند، مراقب باشید. همه این نشانهها میتواند گویای این باشد که او از جنسیتش ناراضی است و هویت جنسیاش بهدرستی شکل نگرفته است. هویت جنسی یعنی پذیرش جنس خود و رضایت داشتن از آن.
اگر کودکتان مشکلی با نقشها و انتظارات متناسب با جنسیتش ندارد و خودخواسته و بدون هل دادنهای شما مثل همه همجنسهایش رفتار میکند، میتوانید امیدوار باشید که در دوره بلوغ و سالهای بعد از آن کمتر دچار آسیبهای ناشی از بحران هویت جنسی شود. یادتان نرود که سنگ بنا را در همین سالهای کودکی باید درست بگذارید و به او با راهنماییها و واکنشهای درست در شکلگیری هویت جنسیاش کمک کنید.
خودتان را کپی نکنید
پدر یا مادری که به هر قیمتی میخواهد فرزندش نمونه کپی شده او باشد هم میتواند کودکش را در مراحل هویتیابی جنسی دچار مشکل کند. وقتی شما بهعنوان یک پدر دست دخترتان آچار و پیچگوشتی میدهید و از او میخواهید بهجای عروسکبازی با همسالانش راه و رسم برآمدن از پس همه کارهای خانه را یاد بگیرد یا وقتی بهعنوان یک مادر همراه با پسر کوچولویتان کوبلن میدوزید، فرزندتان را درگیر نقشهای جنستی خود میکنید. گذشته از تلاش برای شبیه کردن کودک غیر همجنستان به خود، گاهی هم بهخاطر ناکامیهایی که در تعیین جنسیت فرزند با آن روبهرو شدهاید، ممکن است مسیر را اشتباه بروید.
گاهی والدین بهخاطر انتظاری که قبل از تولد فرزندشان نسبت به جنسیت او داشتهاند، دچار چنین اشتباهاتی میشوند. پدری که همیشه آرزوی پسردار شدن داشته، ممکن است حتی با گذشت سالها هم نتواند دختردار شدنش را بپذیرد و بههمین دلیل همه رفتارهایی که فکر میکرده با فرزند پسر میتواند داشته باشد را در مقابل دخترش انجام دهد. چنین پدری احتمالا از اینکه به دیگران بگوید «دخترم مرد خانه است!» هم احساس غرور خواهد کرد، اما واقعیت این است که این موضوع در سالهای آینده دخترش را با مشکلات فراوانی روبهرو خواهد کرد. اما چنین پدری فراموش میکند که نمیتوانید خلأ نداشتن پسر را با پسرانه تربیت کردن دخترش جبران کند.
خداحافظ خرسی
از همان ماههای ابتدای تولد، میتوانید فرزندتان را با عروسکی در تختخوابش بخوابانید. در آغوش گرفتن این عروسک که البته جنسش برای فرزند کوچک شما خطری ندارد، میتواند در زمان خواب به او آرامش بدهد. اما در سالهای بعد، بهتر است فکری برای جایگزین کردن این عروسکهای نرم و زیبا با اسباببازی متناسب با جنسیت کودکتان کنید. وقتی پسر هفت ساله شما در آغوش عروسکش میخوابد، بهتر است هنگام قصه خواندن برایش عروسک پشمالو را از روی تخت بردارید و جنگجوی محبوبش را در تختخواب بگذارید. هیچکس به اندازه پدر او نمیتواند در قانع کردنش برای این جایگزین کردن موثر باشد.
از طرف دیگر، تعریف کردن داستانهای مناسب توسط پدر در زمان خواب و بازی کردن با اسباببازیهای پسرانه در طول روز هم میتواند در این زمینه موثر باشد. اگر شما پدر کودکی هستید که ارتباطی با اسباببازیهای پسرانه برقرار نمیکند، تصور نکنید با توصیههای زبانی میتوانید تغییر بزرگی را ایجاد کنید. شما بهجای توصیههای کلامی، بهتر است با رفتارتان در طول روز برای تغییر رویه تلاش کنید. وقتی شما با جعبه ابزارتان سرگرم کار کردن هستید، طبیعی است که پسرتان هم هوس کار کردن با آچار و پیچگوشتی کند یا وقتی سربازهایش را پشت سنگر میچینید و با هم بازی هیجانانگیزی را انجام میدهید، بهتر از هر زمانی میتوانید به او در غرق شدن در نقشها و آرزوهای مردانه کمک کنید.
جای خالی را پر نکنید
اگر همیشه زنی ضعیف و منفعل بودهاید و بهخاطر همین ویژگیها آسیب زیادی دیدهاید، نباید اجازه دهید دخترتان قربانی این کمبودها شود. شمایی که همیشه بهخاطر ناتوانی در برآورده کردن نیازهایتان عذاب کشیدهاید، بعید نیست که بعد از مادر شدن بار زندگی را روی دوش فرزندتان بیندازید و با نیت ستون ساختن از او، زندگی را برایش سخت کنید. چنین خطایی را تنها شما مرتکب نمیشوید.
پدری که از ناتوانیهای مادر یا همسرش به سطوح آمده یا مادری که بدون همسر و تنها با دخترش زندگی میکند هم ممکن است در تربیت فرزند خود دچار اشتباه شود و با خیال ساختن «ستون خانه» از فرزندش، نقشی را به او بدهد که متناسب با جنسیتش نیست. پس مراقب رفتارهای خودتان باشید و سعی نکنید خلأهای زندگیتان را توسط فرزندتان پر کنید.
مراقب خندههایتان باشید
درست در لحظهای که پسر کوچولویتان را در حال آرایش کردن میبینید و لبخندزنان با گوشی تلفن همراهتان سراغش میروید تا از او عکس بگیرید، کار را خراب میکنید. برای کودک شما همین لبخند یعنی ارزشمندترین تاییدیه. پسر شما خوب میداند که آرایش کردن و لاک زدن کاری زنانه است و ممکن است به تقلید از شمایی که همه روزتان را در کنار او میگذرانید، هوس سر زدن به میز آرایش شما هم به سرش بزند.
شاید شما هم مثل بسیاری از والدین ندانید که در این لحظه باید با اخم رژلب را از صورتش پاک کنید یا اینکه به قیافه بانمکش بخندید. واقعیت این است که هیچ یک از این رفتارها درست نیست. تنها کاری که برای پسرکتان میتوانید انجام دهید، این است که با قیافهای خنثی، یعنی نه عصبانی و نه خوشحال سراغش بروید و بگویید: «پسرم! مردها که آرایش نمیکنند، اجازه بده با این مداد برایت یک سبیل قشنگ بکشم.» بعد با پنبه و به آرامی صورتش را پاک کنید و برایش با مداد چشم سبیل بکشید و با دیدن این قیافه بانمک مردانه در آینه با هم بخندید و از شبیه «مردها» شدنش تعریف کنید.
تا قبل از ۶سالگی معمولا هم دخترها و هم پسرها بیشتر دنبالهرو مادر خود هستند و از او الگو میگیرند. اما اگر فرزندتان از این سن گذشته، باید اهمیت وقتگذرانیاش با والد همجنس را بهخاطر داشته باشید. پسر کوچولوی شما بعد از ۶ سالگی باید بیشتر در جمعهای مردانه با پدرش حاضر شود، نه اینکه پابهپای شما به همه دورهمیهای زنانه برود و با دنیای مردها بیگانه شود. گذشته از اینها، مراقب باشید میل شما به بودن در کنار پسرتان، باعث وابسته کردن او به خودتان و البته سد راه پیدا کردن هویت جنسیاش نشود.
نگران خشن شدنش نباشید
اگر کودکتان بعد از دیدن انیمیشن پاندای کونگفوکار به در و دیوار لگد میپراند نگران نباشید و از بعد تماشای یک فیلم جنگی در کنار پدرش، از شما میخواهد برایش اسلحه و لباس رزم بخرید هم بد به دلتان راه ندهید. پسر کوچولوی شما بیآنکه با خطر تبدیل شدن به بزرگسالی خشن و سنگدل روبهرو باشد، میتواند ورزشهای رزمی را تمرین یا تفنگبازی کند.
این بازیهای کودکانه بهترین ابزار برای تخلیه اضطراب هستند. پس با خیال اینکه این ابزارها او را از صلح و نوعدوستی دور میکنند، لذت خالی کردن اضطراب و هیجان در بازیهای پسرانه را از او نگیرید.
خودتان درست رفتار کنید
گفتیم که برای کمک کردن به فرزندتان در این مسیر، باید با چشمان باز شاهد رفتارش باشید و نشانههایی که خبر از بروز مشکل میدهند را جدی بگیرید. اما قبل از عمل کردن به همه توصیههای گفته شده، باید مراقب رفتارهای خودتان باشید. بارها و بارها گفتهایم که بچهها قبل از آنکه از حرفهای شما درسی بگیرند، راه و رسم زندگی کردن را از رفتارهایتان میآموزند.
اگر شما بهعنوان یک مادر، همیشه ناکامیهایتان را با این ادعا که «من زن هستم!» برای کودکتان توجیه کنید، طبیعی است که زن بودن را بهعنوان یک ایراد و سد راه برایش معرفی میکنید. عواقب چنین تصمیمی میتواند پرورش دختری باشد که همیشه از جنسیت حقیقیاش فرار میکند.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
بازدید : 126 بازدید

این قلعه که در محله مهرجرد واقع شده است نمونه قلعه هایی است که در تمامی آبادیهای منطقه میبد وجود داشته و تنها باقیمانده این قلعه ها در منطقه می باشد. قلعه مهرجرد دارای چهار برج در چهار گوشه و یک برج به عنوان درب ورودی در سمت جنوب می باشد .
خندقی که در حال حاضر چیزی از آن باقی نمانده است چهار سمت بنا را محافظت می کرده است . کلیت این بنا سه طبقه ، با پله هایی که ارتباط عمودی را میسر می ساخته است می باشد . انواع مختلف پوششهای خشتی که در معماری ایران وجود داشته است در این بنا مشاهده می گردد. قلعه مهرجرد علاوه براینکه به عنوان انبار مورد استفاده قرار می گرفته ، مکان امنی برای پناه گرفتن و نیز در دورانی از آن به عنوان مکتب استفاده می شده است .

قلعه مهرجرد را میxadتوان متعلق به دورهxad های زندیه و افشاریه دانست. این قلعه با مصالح خشت و گل و در سه طبقه بنا شده است. حصارهای قلعه چینهxadای و بر روی آن تزییناتی از همان مصالح اصلی به کار رفته است. در ورودی قلعه از جنس چوب است.
قلعه مهرجرد با شماره ۴۱۳۲ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

قلعه مهرجرد را میxadتوان متعلق به دورهxad های زندیه و افشاریه دانست

قلعه مهرجرد با مصالح خشت و گل و در سه طبقه بنا شده است

برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
بازدید : 59 بازدید

مراحل تشکیل دانه برف به صورت شش وجهی
تشکیل دانه برف هنگامی شروع میشود که بخار آب بر روی دانههای ذرهبینی غبار متراکم میشود. ساختمان منحصر به فرد یک دانه بزرگ برف ناشی از واکنشهای شیمیایی و درجه حرارت دائما در حال تغییر است.
دانه برف پیش از آن که به پایین حرکت کند، به سوی بالا حرکت میکند:
۱- در حالیکه قطره آب به سوی بالا حرکت میکند، به صورت یک منشور ششوجهی منجمد میشود.
۲- به علت آنکه یخ در نزدیک لبهها سریعترین رشد را دارد، حفرههایی درون آن تشکیل میشود.
۳- رشد سریعتر در گوشههای بلور باعث میشود که آن به صورتی شش شاخه بزرگ شود.
۴- با ادامه صعود بلور برف، هوا سردتر میشود و در منهای ۱۲ درجه سانتیگراد شاخهها پهن هستند.

۵- در منهای ۱۳ درجه سانتیگراد رشد شاخههای بلوری باریکتر میشود.
۶- در منهای ۱۴ درجه سانتیگراد شاخههای جانبی هم روی بلور برف شروع به رشد یافتن میکنند. بلورها به یکدیگر میچسبند و دانههای برف را تشکیل میدهند. هنگامی که این دانه به اندازه کافی سنگین شد تا بر نیروی هوای در حال صعود غلبه کند، به پایین میافتد.
۷- هنگامی که دانه برف سقوط میکند، هوای گرمتر باعث میشود که شاخههای جانبی بیشتری با نوکهای طویلتر و باریکتر روی آن تشکیل شود.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
بازدید : 75 بازدید

آنها نیاز دارند که محبت شما را به گوش بشنوند. نگویید بچه لوس می شود. کودک حتی نیاز دارد که امنیت را بشنود. بنابراین همدردی ، محبت و امنیت باید در کلمات تان جاری باشد، کودک، دوست، آشنا و همسر شما نیست که بگویید خودش باید بفهمد! شما باید با بیان بعضی از جملات، خیلی از مفاهیم را به او بفهمانید زیرا جملاتی هستند که هر کودکی نیاز به شنیدن آنها دارد. برای اینکه بدانیم، کدام یک از جمله های شما نقش حیاتی مثبتی در زندگی فرزندتان دارد به پیشنهادهای ما فکر کنید.
دوستت دارم
به همین سادگی! یک دوستت دارم ساده شاید آنچنان برای شما مهم نباشد و به چشمتان نیاید اما برای یک کودک همه زندگی اوست. دوست داشته شدن، مسیر دوست داشتن را برای کودک هموار می کند. کودک را مطمئن کنید که بی قید و شرط دوستش دارید. حتی اگر کار بدی انجام دهد که از نظر شما مقبول نیست، نباید به او بگویید دیگر دوستت ندارم.
تزریق حس امنیت به کودک
«من اینجا هستم و بغلت می کنم»، «من اینجا هستم، کنار تو و نمی گذارم آسیب ببینی»، «من اینجا هستم و صدایت را می شنوم، خواسته ات را به من بگو، لازم نیست جیغ بکشی و گریه کنی تا توجه ام را جلب کنی»، «من اینجا هستم و تو آرام باش» «من اینجا هستم و می توانی روی من حساب کنی». این جمله ها نمونه هایی از حرف هایی هستند که حس امنیت را به کودک شما تزریق می کند.
تماشاچی اش باشید
کودک دست شما را می گیرد و به زور به اتاقش می برد تا پریدن از روی تخت را که به تازگی یاد گرفته برای شما به نمایش بگذارد یا از شما می خواهد، هنگام بازی او را تماشا کنید. نگویید «حوصله ندارم، خودت بازی کن دیگه» مقاومت نکنید در برابر تماشای کودک. او را مطمئن کنید که همیشه تماشایش می کنید و حواستان به کارها و توانایی هایش هست.
تو افتخار منی
او باید مطمئن شود که شما به اینکه او فرزندتان است، افتخار می کنید. در عین حال نباید توانایی ای که در او نیست، یا علاقه ای به آن ندارد را تنها به این دلیل که شما دوست دارید، به او نسبت دهید. «تو حتما هنرمند بزرگی می شی»، «تو پزشک خیلی خوبی می شی»، «تو حتما ورزشکار نمونه ای می شی»! در این صورت کودک با اضطراب دائمی زندگی می کند و نه تنها در آن کاری که شما دوست دارید، پیشرفتی نخواهد داشت بلکه از علایق و استعدادهای واقعی خودش هم دور می ماند.
از اولش تو را می خواستم
«خوشحالم که تو بچه منی! خوشحالم که در کنارم هستی. خوشحالم که خدا تو را به ما هدیه داده» و جملاتی از این دست در برابر جملاتی چون «کاش یکی برای چند ساعت تو رو نگه می داشت تا من نفس بکشم»، «از اولش هم تو رو نمی خواستیم»، «از وقتی به دنیا اومدی همه چی خراب شد»، «تو باعث شدی نتونم درس بخونم» و… . کودک نباید از اینکه وجود دارد احساس گناه کند و با این حس بزرگ شود. در عوض می بایست خوشحالی مان را از وجودش و در کنارش بودن عنوان کنیم.
می بخشمت عزیزم
«ببخشید مامان» جمله ا ی است که بچه ها بعد از اینکه گمان می کنند، والدینشان را ناراحت کرده اند یا کاری نادرست انجام داده اند، به کرات تکرار می کنند. «بخشیدی؟» او را مطمئن کنید که می بخشیدش. بیان جمله «نمی بخشمت» باعث نمی شود کودک متنبه شود بلکه مجددا به او احساس گناه و سرزنش را هدیه می کند و او چون نمی داند چطور با احساس گناه کنار بیاید دست به لجبازی های بیشتر می زند.
استرس وارد نکنید
یکی از غم انگیزترین تصاویر ذهنی اغلب ما صحنه ای است که پدر یا مادری کودک را مجبور می کند با سرعت و عجله آنان همراه شود و کودک جا می ماند و بابت جاماندنش تحقیر و سرزنش می شود و مورد خشونت قرار می گیرد. او نمی تواند منظورش را خیلی سریع بگوید. نمی تواند غذایش را به سرعت بزرگ ترها تمام کند. نمی تواند با سرعت بزرگ ترها در بازار راه برود و بدود و چون این ناتوانی غیرعمد محلی برای سرزنش شدن اوست، دچار اضطراب می شود. « زود باش کار دارم»، «زود بگو باید برم»، «بدو دیرم شده» و…استرس را در جان کودک می نشاند. این وظیفه شماست که زمان را طوری تنظیم کنید که مجبور به عجله کردن نباشید.
اگر می خواهی گریه کن
اینها حرفهایی است که معمولا می گوییم، «گریه نکن»، «چرا گریه می کنی اینقدر»، «گریه نداره که»، «مرد که گریه نمی کنه»، «تو دیگه بزرگ شدی، گریه کردن برات زشته»! حال آنکه گریه عکس العملی طبیعی در مقابل موقعیت تلخ و دردناک و احساس غم و اندوه است چرا جلوی یک عکس العمل طبیعی را می گیریم و آن را به بزرگی و مرد بودن ربط می دهیم؟ بگذارید کودک گریه کند، آرام شود و بداند گریه کردن ربطی به مرد و زن بودن و بزرگ و کوچک بودن ندارد و نیازی نیست او همیشه بغضش را نگه دارد.
هدیه های ماندگار بدهید
گاهی ما پدر و مادرها فکر می کنیم باید در آستین مان هدیه ای نگه داریم، مثلا وقتی با کودکمان به سوپر مارکت می رویم، در یک مراسم مذهبی شرکت می کنیم یا به مهمانی می رویم برای آرام نگه داشتن او مرتب به او قول و وعده می دهیم. اما کارشناسان اصرار دارند زیر بنای یک رفتار خوب، انتخاب راه های بهتر است. بنابراین به جای این که بگویید اگر امروز در خانه مادر بزرگت آرام باشی برایت اسباب بازی می خرم،بهتر است بگویید اگر در خانه مادربزرگ هنگام شام خوردن آرام و مودب باشی من به تو افتخار می کنم.
تشویق کنید
آیا شما به دنبال راهی مطمئن و قطعی می گردید تا کودکتان به حرف شما گوش کند؟ مسلما ترساندن یا محروم کردن راهش نیست. با گفتن جملاتی مثل فردا تو را به پارک نخواهم برد یا برای خرید تو را با خود نمی برم نه تنها تاثیری ندارد بلکه بچه ها را برای انجام اشتباهشان لجوج تر می کند. پس از همین امروز یاد بگیرید کودک تان را تشویق کنید. صد سال هم بدوید تنبیه جواب نمی دهد.
با کودک، کوتاه صحبت کنید
توضیحات مفصل از حوصله بچه خارج است. وقتی با سفارش های مکرر می کوشیم او را سر عقل بیاوریم و مرتب دلیل می آوریم، دقیقا مثل این است که بی صدا هی حرف می زنید و او فقط حرکات لب و دهان و دست های شما را می بیند و دیگر هیچ. کوچولو ها مینیاتوری از بزرگسالان نیستند. توصیه های طولانی در حوصله آنها نمی گنجد. مثلا برای این که فرزندمان قبل از غذا خود را با هله هوله سیر نکند کافی است به او بگویید قبل از ناهار بیسکویت، نه.

۵جمله خوب برای بچه ها
– من تو را دوست دارم ولی این کار تو را نمی پسندم:
اگر می خواهید لفظی را به کودک بیاموزید، کار خوب و بد را برایش مشخص کنید. به او بیاموزید ما کار خوب و کار بد داریم ، نه بچه خوب و بچه بد. هدف از وضع قوانین، آموزش رفتارهای مناسب است نه تنبیه کودک. اگر چه به رفتار ناپسند او اعتراض می کنید ولی محبت خود را به او قطع نمی کنید.
– خـودت تـصـمـیم بگیر:
کودک و دوستش در اتاق مشغول بازی هستند. سر و صدای آنها باعث اذیت و آزار شماست، بهتر است بگویید: “بچه ها تصمیم بگیرید یا بی سر و صدا بازی کنید، یا از اتاق خارج شوید.” اگر بعد از ۵ دقیقه هنوز سر و صدا ادامه داشت، بگویید: “خوب می بینم تصمیم گرفتید که از اتاق بیرون بروید.” این جمله، شما را از داشتن نقش منفی نجات می دهد، زیرا آنها می دانند این تصمیم آنها بوده که منجر به این نتیجه شده است. به این ترتیب کودک مسئول عمل خودش است.
– احساس تو را درک می کنم:
وقتی کودک عصبانی است جملاتی را به کار می برد تا دیگران را متوجه احساس خود کند. مثلا ً می گوید: “از تو متنفرم” یا “خیلی بدی.” این تنها جملاتی است که همه ذهن او را پرکرده. شما می توانید به او کمک کنید تا جمله مناسب را به کار ببرد.
– “آیا دوستت چیزی گفته که واقعیت ندارد و تو عصبانی شده ای؟:
” افراد متفاوت، نـیازهای متفاوتی دارند. اغلب کودکان در اعتراض به والدین می گویند: “عدالت را رعایت کنید و منصف باشید” و این جملات زمانی مطرح می شوند که کودک می خواهد وسیله خاصی برایش تهیه شود؛ صرفاً به این دلیل که برای برادرش تهیه شده است. باید به کودکان بیاموزیم “انصاف و عدالت این است که هر فرد، هر چه را نیاز دارد تهیه کند. اگر شما به عینک نیاز داری و خواهرت به کفش، هر کدام وسایل مورد نیاز خود را خریداری خواهید کرد و این است اجرای عدالت. گمان نمی کنم زمانی که خواهر شما به عفونت گوش مبتلاست و آنتی بیوتیک مصرف می کند لازم باشد شما هم آنتی بیوتیک مصرف کنی”!
– از تو می خواهم مشکل مرا حل کنی:
اگر کودک کاری را انجام می دهد که باعث رنجش شماست، به او بگویید که دچار مشکل شده اید. مثلا ً به او بگویید: “صدای بلند تلویزیون باعث می شود دچار سردرد شوم” و ازاو بخواهید در حل مشکل به شما کمک کند. در این صورت او که خود را دشمن شما نمی بیند خود را موظف می داند کاری انجام ندهد که برای شما مشکل آفرین باشد. اگر به رضایت خاطر شما اهمیت دهد، رفتار بد را خاتمه خواهد داد.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
بازدید : 7 بازدید

این قلعه که در محله مهرجرد واقع شده است نمونه قلعه هایی است که در تمامی آبادیهای منطقه میبد وجود داشته و تنها باقیمانده این قلعه ها در منطقه می باشد. قلعه مهرجرد دارای چهار برج در چهار گوشه و یک برج به عنوان درب ورودی در سمت جنوب می باشد .
خندقی که در حال حاضر چیزی از آن باقی نمانده است چهار سمت بنا را محافظت می کرده است . کلیت این بنا سه طبقه ، با پله هایی که ارتباط عمودی را میسر می ساخته است می باشد . انواع مختلف پوششهای خشتی که در معماری ایران وجود داشته است در این بنا مشاهده می گردد. قلعه مهرجرد علاوه براینکه به عنوان انبار مورد استفاده قرار می گرفته ، مکان امنی برای پناه گرفتن و نیز در دورانی از آن به عنوان مکتب استفاده می شده است .

قلعه مهرجرد را میxadتوان متعلق به دورهxad های زندیه و افشاریه دانست. این قلعه با مصالح خشت و گل و در سه طبقه بنا شده است. حصارهای قلعه چینهxadای و بر روی آن تزییناتی از همان مصالح اصلی به کار رفته است. در ورودی قلعه از جنس چوب است.
قلعه مهرجرد با شماره ۴۱۳۲ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

قلعه مهرجرد را میxadتوان متعلق به دورهxad های زندیه و افشاریه دانست

قلعه مهرجرد با مصالح خشت و گل و در سه طبقه بنا شده است

برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
بازدید : 121 بازدید

در ۷۶ کیلومتری اراک و در کوهپایه کوه کلاهه آشتیان،روستایی قرار دارد که قدمت آن به زمان ساسانیان می رسد.روستایی که وجود درختان صدساله و خانه های با قدمت یک قرن از ویژگی های آن به شمار می رود؛ روستای گرکان که یکی از ریشه های نام آن،گبرمکان یعنی محل اسکان زرتشتیان است.
وجود آتشکده هایی در گرکان و روستاهای مجاور آن مانند آثار آتشکده «آذرکشسب» در ناحیه «فردجان» فراهان که تا سال ۲۸۲ هجری قمری دایر بوده و قبرهایی از سفالکه در گرکان و روستاهای دیگر یافت شده اند، آمده مهر تاییدی بر این نامگذاری هستند.
آتشکده قلعه خرابه یکی از این آتشکده هاست که در بالای قله کوه «دیدگاه» قرار دارد.آب انبار مرحوم مستشار الملک،تکیه قدیمی (محل تعزیه و شبیه خوانی)، برج و منزل استاد عبدالعظیم قریب و مسجد جامع گرکان از جمله آثار فرهنگی و باستانی این روستا است.
در گرکان حمام های کهنه و نو و غسالخانه ای که با طاق آجری ساخته شده بود نیز وجود داشته ولی بر اثر بی توجهی در سالیان اخیر خراب و به کلی آثار آنها از میان رفته است.

آب اصلی گرکان از چشمه سارهایی که در جنوب شرقی کوه کلاهه جاری هستند تامین می شود و از مجاری به نام سُفت عبور کرده و سپس از دره معروف به دره آسیابها گذشته،باغات و دشت عمده گرکان را سیراب می کند. آب اصلی گرکان به اندازه ای است که تا سال ۱۳۰۵ تعداد ۱۹ آسیاب آبی که در مسیر آن قرار داشتند در تمام ایام سال دایر بودند.اما پس از پیدایش آسیابهای موتوری از اهمیت آنها کاسته شد و امروز همه آنها خراب و بعضاً آثار خرابه های آنها نیز در حال از بین رفتن و محو شدن است.
در گرکان سد زیبایی به همین نام وجود دارد؛سدّی که برای رفتن به کنار آن می بایست از جاده های باریک و گردنه هایی هیجان انگیز عبور کرد.سدی خاکی که در کنار فضای دلنشین آن روستا،حال و هوای خاصی به بازدید کنندگان می دهد.
تقریباً در شمال شرقی گرکان مکانی وجود دارد به نام «دره ی پی امامان»؛این دره به ویژه قسمتی از آن که جزو “تختان” رودخانه فصلی گرکان است و از ماسه و سنگ تشکیل شده،از گذشته ای بسیار دور برای اهالی گرکان، محلی متبرک و مقدس مورد توجه بوده است و در آنجا برای برآورده شدن حاجات خود نذرهایی می کردند.

مردم گرکان دارای آداب و آئین های مخصوصی هستند و گویش و واژگان خاص خود را هنوز حفظ کرده اند.مراسم ویژه ای در گرکان تا این اواخر به نام «آب پاشانک» انجام می گرفت؛بدین ترتیب که هر سال در روز اول تابستان (اول تیرماه) اهالی گرکان کاسه و یا جامی از آب تمیز را به سر و روی هر کسی که از جلو خانه شان عبور می کرد می پاشیدند و این عمل را شگون و فال نیک می پنداشتند و هیچ کس، چه پیر و چه جوان، زن یا مرد از این عمل ناراحت نمی شدند و با خوشرویی با «پاشنده» آب برخورد می کردند.
از طرفی این مراسم، یعنی «آب پاشانک» یکی از مراسم سنتی زرتشتیان و آیین دوره ساسانیان است که در روز اول تیرماه اجرا می شده و «تیر» به عقیده زرتشتیان نام فرشته ا ی بوده است که نگهبان باران است.

از دیگر مراسم جالب توجه مراسمی است که اهالی گرکان و آشتیان و روستاهای دیگر نزدیک به گرکان، کوشش دارند که روز اول تیرماه به زیارت دو امامزاده ای که در روستایی در حدود ده کیلومتری گرکان به نام آهو قرار دارد،بروند.
اما از همه این ویژگی ها که بگذریم به مهمترین بخش آن می رسیم که بیش همه نام این روستا را بر سر زبانها انداخته است؛این که گرکان زادگاه بسیاری از مفاخر و فرهیختگان علمی کشور است.افرادی همچون دکتر محمد قریب پدر طب کودکان ایران،دکتر عبدالکریم قریب پدر علم زمین شناسی ایران،استاد عبدالعظیم قریب گرکانی بنیانگذار ادبیات نوین فارسی،آیت الله احمد محسنی گرکانی،شمس العلمای قریب،استاد بدرالزمان قریب،دکتر احمد قریب و… .
با این تفاسیر حتما سفر به این مکان زیبا،تاریخی و فرهیخته پرور را در برنامه های بعدی خود قرار دهید و مطمئن باشید پشیمان نخواهید شد.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان

آیا از میزان نگرانی و اضطراب اجتماعی خود در زمانی که اتفاقات عجیب یا غیرعادی رخ می دهد، آگاه هستید؟ به سوالات این آزمون پاسخ دهید تا واقعیت را دریابید. شاید به کمک فردی نیاز پیدا کنید تا برای یافتن پاسخ صحیح به شما کمک کند؛ حتی می توانید از او بخواهید که به جای شما به سوالات پاسخ بدهد.
بهتر است زمانی که هر دو نفرتان به تمام سوالات پاسخ دادید، آنها را با یکدیگر مقایسه کنید. این آزمون به شما کمک می کند تا بفهمید آیا گرفتار اضطراب اجتماعی می شوید یا خیر و اگر پاسخ مثبت بود، بتوانید میزان آن را ارزیابی کنید.
بگویید در شرایط مختلفی که در آزمون نام برده شده است، چه میزان مضطرب یا ناراحت می شوید:
۱- رویارویی با پلیس
الف) مضطرب نمی شوم ب) کمی مضطرب می شوم ج) بسیار مضطرب می شوم
۲- گردهمایی عادی با آشنایان و همکاران
الف) مضطرب نمی شوم ب) کمی مضطرب می شوم ج) بسیار مضطرب می شوم
۳- انتظار در مطب پزشک و در جمع افراد غریبه
الف) مضطرب نمی شوم ب) کمی مضطرب می شوم ج) بسیار مضطرب می شوم
۴- صحبت با مدیر در مورد افزایش حقوق یا صحبت با معلم برای بالا بردن نمره امتحان
الف) مضطرب نمی شوم ب) کمی مضطرب می شوم ج) بسیار مضطرب می شوم
۵- صحبت کردن در یک جلسه اداری با حضور روسای مجموعه
الف) مضطرب نمی شوم ب) کمی مضطرب می شوم ج) بسیار مضطرب می شوم
۶- تلفنی صحبت کردن با همسر در حضور غریبه ها
الف) مضطرب نمی شوم ب) کمی مضطرب می شوم ج) بسیار مضطرب می شوم
۷- مصاحبه کاری برای یک شغل عالی
الف) مضطرب نمی شوم ب) کمی مضطرب می شوم ج) بسیار مضطرب می شوم
۸- بحث کردن در مورد مسائل اجتماعی و غیرشخصی در جمع
الف) مضطرب نمی شوم ب) کمی مضطرب می شوم ج) بسیار مضطرب می شوم
۹- حضور در گروهی جدید که به لحاظ مذهبی، خانوادگی و نژادی با شما متفاوتند
الف) مضطرب نمی شوم ب) کمی مضطرب می شوم ج) بسیار مضطرب می شوم
۱۰- ملاقات با یک دوست قدیمی هنگام خرید وسایل کاملا شخصی یا هنگام خرید از یک مغازه که اجناس ارزان قیمت می فروشد
الف) مضطرب نمی شوم ب) کمی مضطرب می شوم ج) بسیار مضطرب می شوم
اکنون برای محاسبه امتیازاتتان به هر پاسخ الف، یک امتیاز، پاسخ ب، دو امتیاز و پاسخ ج، سه امتیاز بدهید.
* امتیاز ۲۴ تا ۳۰
شما اضطراب های اجتماعی شدیدی را تحمل می کنید و احتمالا یکی از درگیری های ذهنی مهم شما این است که دیگران در موردتان چه فکری می کنند. اینکه بیش از حد به تاثیر بر روی دیگران اهمیت دهید، نشان دهنده عدم ثبات شخصیتی و احساس ناامنی درونی شماست. این وضعیت شما را بیش از هر فرد دیگری آزار می دهد و در صورتی که متعادل نشود، ممکن است شما را منزوی کند.
* امتیاز ۱۸ تا ۲۴
حساسیت اجتماعی شما در حد متعادل است. شما برای برآوردن انتظاری که جامعه و دیگران از شما دارند، تعادل را رعایت می کنید؛ به نحوی که نه خودتان آزار می بینید و نه دیگران را آزار می دهید.
شما حس می کنید دیگران در حد معقول شما را می پذیرند؛ در واقع از تصویری که در اجتماع از خود ارائه داده اید، راضی هستید. شما به خوبی می دانید در موقعیت های اجتماعی جدید چگونه باید رفتار کنید تا بازتاب دلخواه تان را داشته باشید.
* امتیاز ۱۰ تا ۱۷
هنگامی که در جمع هستید، به خوبی آرامش تان را حفظ می کنید و بسیاری اوقات در این شرایط کاملا آرام و خونسرد هستید. اینکه دیگران شما را چگونه می بینند و چه نظری در موردتان دارند، برایتان مهم نیست. در حقیقت شما نسبت به نظر دیگران در مورد خود بی اعتنا هستید. تصویری که از خودتان می بینید و به جامعه ارائه می کنید، بیشتر مطابق با استانداردهای شخصی خودتان است و کمتر به اصول و قواعدی که جامعه به عنوان یک رفتار پذیرفته شده وضع کرده است، اهمیت می دهید.
به اعتقاد روانشناسان بررسی اضطراب های اجتماعی از سخت ترین مطالعات است؛ چون باید این مسئله را از دو دیدگاه در نظر گرفت؛ اول، آنچه خود فرد می گوید مانند آنچه که این آزمون بررسی کرده است و دوم، رفتارهای اجتماعی نظیر صحبت کردن در جمع با صدای بلند و با اعتماد به نفس بالا یا گوشه گیری و انزوا.
بسیاری از افراد در اجتماع و در حضور جمعی غریبه احساس اضطراب و نگرانی می کنند اما می توانند خود را کنترل کرده و نگرانی خود را پنهان کنند. در روانشناسی به این افراد «برون گراهای خجالتی» گفته می شود. این افراد آموخته اند که در عین اضطراب، نگرانی و ناراحتی؛ بر خود مسلط شوند و رفتار متعادلی داشته باشند. تحقیقات نشان می دهد هر چه اعتماد به نفس فردی پایین تر باشد، اضطراب اجتماعی بیشتری را تجربه می کند.
این افراد ترجیح می دهند کمتر در جمع باشند و کمتر با دیگران به خصوص افراد غریبه قرار ملاقات بگذارند و چون درک درستی از خود و توانایی هایشان ندارند، در حضور دیگران احساس می کنند نسبت به آنها در سطح پایین تری قرار دارند؛ به همین دلیل دوست ندارند دیگران کاستی های آنها را ببینند و بنابراین تصمیم می گیرند منزوی و دور از جامعه بمانند.
همین مسئله موجب می شود مهارت های اجتماعی کمتری را بیاموزند؛ چون بسیاری از مهارت های ارتباطی و اجتماعی را هنگام برقراری ارتباط با دیگران و هنگام حضور در اجتماع می آموزیم.
این افراد شخصیت اجتنابی دارند و از هر چیزی که مضطرب شان کند، اجتناب می کنند. این افراد نسبت به عکس العمل دیگران و بازتاب رفتارهایشان بسیار حساسند و برای محافظت از خودشان تصمیم می گیرند منزوی و تنها بمانند. تنهایی موجب می شود دیگران از نقاط ضعف آنها مطلع نشوند و به همین خاطر احساس آرامش بیشتری می کنند.
از آنجایی که این مشکل موجب می شود فرد نتواند مهارت ها و توانایی های خودش را نشان داده و استعدادهایش را پرورش دهد، روانشناسان توصیه می کنند افرادی که چنین ویژگی هایی دارند، حتما باید با کمک کارشناس و افراد متخصص نسبت به رفع مشکل خود اقدام کنند تا بتوانند با نشان دادن توانایی های واقعی خود، از زندگی شان لذت بیشتری ببرند و ارتباطات سالم، شاد و زیباتری را تجربه کنند.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان

کارشناسان معتقدند استراتژیهای موثر و سادهای وجود دارند که همه والدین میتوانند آنها را مورد استفاده قرار دهند تا فرزندشان اعتماد به نفس داشته باشند. در این مقاله که فاکس نیوز منتشر کرده به برخی از این استراتژیها اشاره شده که به شرح زیر است:
– تاثیر داشتن والدین با اعتماد به نفس بر کودک
مطالعه اخیر در دانشگاه واشنگتن نشان میدهد اعتماد به نفس کودکان در سن پنج سالگی شکل میگیرد و یکی از بهترین راهها برای پرورش این ویژگی در کودک این است که خود والدین با اعتماد به نفس رفتار کنند. کارشناسان معتقدند زمانیکه کودک مشاهده کند والدینش اعتماد به نفس دارند رفتار آنان را تقلید میکند.
– بهرهبرداری از مشکلات برای فرصتسازی
باید به کودک کمک کرد تا سختی و مشکلات را به فرصت تبدیل کند. اعتماد به نفس کودک در صورتی پرورش مییابد که آموزش ببیند نه تنها جنبههای روشن موضوعات را مشاهده کند بلکه بتوانند با تجربیات منفی کنار آید. کودکان باید مشاهده کنند این فرصت وجود دارد تا هنگام مواجهه با مشکلات بر آنها غلبه کنند و به سمت جلو حرکت کنند.
– روحیه مشارکتی را در کودکتان تقویت کنید
به کودکانتان آموزش دهید تا روحیه مشارکتی و جمعی داشته باشند. یکی از بهترین روشها برای تقویت حس اعتماد به نفس در کودکان بدون آنکه دچار فخر فروشی شوند این است که یاد بگیرند چگونه باید در هر شرایطی بتوانند روحیه تیمی داشته باشند. حتی اگر کودکتان آخرین امتیاز بازی را بدست آورد و به نتیجه برد دست پیدا کند باید او را مطمئن سازید که نمیتوانست بدون مشارکت تیمی آن را به سرانجام برساند.
– تاثیر مثبت تشویق بر کودک
کودکان به دنبال آن هستند تا مورد تشویق والدین خود قرار گیرند که برای اعتماد به نفس آنان ضروری است اما برای تشویق کودکتان هم حد و مرزی قائل شوید. اینکه دختر ۱۰ ساله شما از دستمال کاغذی برای پاک کردن لبش هنگام غذاخوردن استفاده می کند امری بدیهی است و نیازی نیست بابت این کار هدیه ای دریافت کند. بچه ها خیلی سریع همه چیز را می آموزند و شما به صورت ناخودآگاه به این دلیل که حس پدر و مادری دارید، آن ها را تشویق می کنید. اینکه کودک را تشویق می کنید، بسیار عالی است اما به او حسی واقعی ببخشید و این حس را اغراق آمیز نکنید. در غیر این صورت فکر می کند این کارهای ساده هم حتما خیلی سخت بوده و فقط او از عهده انجامش برمی آید.
– به آنان اجازه شکست بدهید
اگر همیشه به دنبال آن باشید تا انجام امور را برای فرزندتان ساده کنید، یاد نمیگیرند چگونه از شکستهای خود درس بگیرند. به فرزندان خود توضیح دهید اشتباه کردن امر خلاف قاعدهای نیست و میتوانند از آنها به نکات خوبی دست پیدا کنند. همچنین والدین میتوانند تجربه شکستهای خود را با کودکشان در میان بگذارند.
– کودکانتان را نسبت به رفتارهایشان هوشیار سازید
زمانیکه فرزندتان کاری را به اشتباه انجام میدهد به او این شهامت را بدهید تا دوباره امتحان کند و متوجه شود رفتار و نه خود او ناشایست بوده است.
– آنان را به رویاپردازی تشویق کنید
به دنبال فرصتهایی باشید که به کودکتان کمک میکند مهارتهای خود را شناسایی کرده، آن را تقویت و باور کند و به هر آنچه میخواهد میتواند دست پیدا کند. به آنان اجازه دهید تا رویاهای خود را دنبال کنند و بدانند تنها شکست و ناکامی را تجربه نکنند.
– کمک در منزل اعتماد به نفس کودک را افزایش می دهد
کار کردن در خانه همچنین کمک می کند که کودک با شرکت در محیط اجتماعی، به تدریج روند بزرگ تر شدن و رشد را طی کند و با مسائل بزرگسالی هم آشنا شود. مسئولیت پذیری مهم ترین نکته ای است که کودک در جریان این کار ها فرا خواهد گرفت.
بررسی ها نشان داده است، دانشجویانی که در دوران تحصیل افت درسی واضحی دارند یا ترک تحصیل می کنند، بیشتر از کسانی بوده اند که در کودکی به هیچ وجه به کار وادار نشده اند و مسئولیت خاصی به غیر از درس خواندن نداشته اند. همین نکته شاید برای ترغیب والدین به لوس نکردن کودکان و به کار گرفتن آنان کافی باشد.

– پیروزیهای گذشته را به او یادآری کنید
پیروزیها و موفقیتهای گذشته را برایشان یادآوری کنید. مهم است تا به کودکتان آموزش دهید از ظرفیت لازم برای رشد و ترقی برخوردار است.
– حق انتخاب را از کودکان نگیرید
وقتی برای خرید لباس کودک می روید، به هماهنگ کردن رنگ های لباس های مختلف توجه می کنید اما ممکن است فرزندتان رنگ هایی را انتخاب کند که خیلی هم با هم جور نیستند و شما دوست ندارید لباسی با آن رنگ ها بپوشد.
اینکه کودک شما چند رنگ ناهماهنگ را انتخاب کند، خیلی بهتر از این است که همیشه شما انتخاب کنید. به او حق انتخاب بدهید. بخش مهمی از شکل گیری اعتمادبه نفس کودک به انتخاب های مستقل او بستگی دارد. حتی اگر انتخاب های درست و بجایی نباشد. مطمئن باشید پس از چند بار، انتخاب های درستی خواهد داشت چون به خودش اعتماد دارد.
– تایید و تصدیق را به عادت تبدیل کنید
کتابی از تاییدات و تصدیقهای روزانه را با کودکتان آماده کنید یا از آنان بخواهید لغات و عبارات انرژی بخش را یادداشت کنند و در مقابل چشمان خود قرار دهند تا شبها پیش از خواب و صبحها پس از بلند شدن آن را برای خود یادآوری کنند.
– اجازه ریسک به کودکان دهید
به فرزندتان بیاموزید حتی اگر نتیجه نهایی آنچه انتظارش را داشته، نباشد، اینکه راه مورد علاقه خود را انتخاب و برای انجام آن تلاش کند، ارزشمند است و بخش زیادی از کار را پیموده است اما این تفکر مخصوص افرادی است که اعتمادبه نفس دارند و از به نتیجه نرسیدن نمی ترسند. فرزندتان را ترغیب کنید در فعالیت های گروهی در مدرسه مانند عضویت در تیم های ورزشی، گروه های موسیقی یا حتی گروه های علمی شرکت کند. با این کار او فرصت نشان دادن توانایی هایش را به دست می آورد و حتی ممکن است در این گروه ها به عنوان سرگروه نقش هایی را برعهده بگیرد که در تقویت اعتمادبه نفس او نقش زیادی خواهد داشت.
– جملات والدین باور محکمی برای کودکان می شود
تمام والدین برای افزایش و تقویت اعتمادبه نفس فرزندشان تلاش می کنند. کودکی را تصور کنید که برای اولین بار تصمیم دارد از یک پارچ آب برای خودش آب بریزد. اولین واکنش پدر و مادر ها معمولا این است: عزیزم! حواست رو جمع کن آب رو نریزی. اما به نظرتان این جمله چطور است؟ باریکلا که خودت برای خودت آب می ریزی، عزیزم!
حتما شما هم چند بار در دوران نوجوانی چنین جمله هایی را به زبان آورده اید: آرزو دارم این کار را انجام دهم، اما نمی توانم. این جمله های منفی که ناشی از ناتوانی در انجام امور است، به رفتار والدین مرتبط است. کودکان دقیقا از رفتار پدران و مادران الگوبرداری می کنند. پس اگر مشغول انجام کاری هستید و مستاصل هم شده اید، از این جمله استفاده نکنید: رییسم خواسته این فایل را روی سیستم پاورپوینت اجرا کنم اما اصلا نمی توانم تا آن موقع این کار را انجام دهم. با بیان چنین جمله هایی غیرمستقیم به فرزندتان نداشتن اعتمادبه نفس را منتقل می کنید. حتی اگر قادر به انجام کاری نیستید، مثبت صحبت کنید: رییسم خواسته این فایل را روی سیستم پاورپوینت اجرا کنم. هنوز نتوانسته ام ولی تمام تلاشم را انجام می دهم و مطمئنا به نتیجه دلخواهم می رسم. با یک برنامه ریزی صحیح حتما می توانم انجامش دهم. در تمام این مدت فرزند شما به گفته هایتان گوش می دهد و به اینکه با یک کار سخت چگونه برخورد می کنید، توجه دارد.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان

آیا از میزان نگرانی و اضطراب اجتماعی خود در زمانی که اتفاقات عجیب یا غیرعادی رخ می دهد، آگاه هستید؟ به سوالات این آزمون پاسخ دهید تا واقعیت را دریابید. شاید به کمک فردی نیاز پیدا کنید تا برای یافتن پاسخ صحیح به شما کمک کند؛ حتی می توانید از او بخواهید که به جای شما به سوالات پاسخ بدهد.
بهتر است زمانی که هر دو نفرتان به تمام سوالات پاسخ دادید، آنها را با یکدیگر مقایسه کنید. این آزمون به شما کمک می کند تا بفهمید آیا گرفتار اضطراب اجتماعی می شوید یا خیر و اگر پاسخ مثبت بود، بتوانید میزان آن را ارزیابی کنید.
بگویید در شرایط مختلفی که در آزمون نام برده شده است، چه میزان مضطرب یا ناراحت می شوید:
۱- رویارویی با پلیس
الف) مضطرب نمی شوم ب) کمی مضطرب می شوم ج) بسیار مضطرب می شوم
۲- گردهمایی عادی با آشنایان و همکاران
الف) مضطرب نمی شوم ب) کمی مضطرب می شوم ج) بسیار مضطرب می شوم
۳- انتظار در مطب پزشک و در جمع افراد غریبه
الف) مضطرب نمی شوم ب) کمی مضطرب می شوم ج) بسیار مضطرب می شوم
۴- صحبت با مدیر در مورد افزایش حقوق یا صحبت با معلم برای بالا بردن نمره امتحان
الف) مضطرب نمی شوم ب) کمی مضطرب می شوم ج) بسیار مضطرب می شوم
۵- صحبت کردن در یک جلسه اداری با حضور روسای مجموعه
الف) مضطرب نمی شوم ب) کمی مضطرب می شوم ج) بسیار مضطرب می شوم
۶- تلفنی صحبت کردن با همسر در حضور غریبه ها
الف) مضطرب نمی شوم ب) کمی مضطرب می شوم ج) بسیار مضطرب می شوم
۷- مصاحبه کاری برای یک شغل عالی
الف) مضطرب نمی شوم ب) کمی مضطرب می شوم ج) بسیار مضطرب می شوم
۸- بحث کردن در مورد مسائل اجتماعی و غیرشخصی در جمع
الف) مضطرب نمی شوم ب) کمی مضطرب می شوم ج) بسیار مضطرب می شوم
۹- حضور در گروهی جدید که به لحاظ مذهبی، خانوادگی و نژادی با شما متفاوتند
الف) مضطرب نمی شوم ب) کمی مضطرب می شوم ج) بسیار مضطرب می شوم
۱۰- ملاقات با یک دوست قدیمی هنگام خرید وسایل کاملا شخصی یا هنگام خرید از یک مغازه که اجناس ارزان قیمت می فروشد
الف) مضطرب نمی شوم ب) کمی مضطرب می شوم ج) بسیار مضطرب می شوم
اکنون برای محاسبه امتیازاتتان به هر پاسخ الف، یک امتیاز، پاسخ ب، دو امتیاز و پاسخ ج، سه امتیاز بدهید.
* امتیاز ۲۴ تا ۳۰
شما اضطراب های اجتماعی شدیدی را تحمل می کنید و احتمالا یکی از درگیری های ذهنی مهم شما این است که دیگران در موردتان چه فکری می کنند. اینکه بیش از حد به تاثیر بر روی دیگران اهمیت دهید، نشان دهنده عدم ثبات شخصیتی و احساس ناامنی درونی شماست. این وضعیت شما را بیش از هر فرد دیگری آزار می دهد و در صورتی که متعادل نشود، ممکن است شما را منزوی کند.
* امتیاز ۱۸ تا ۲۴
حساسیت اجتماعی شما در حد متعادل است. شما برای برآوردن انتظاری که جامعه و دیگران از شما دارند، تعادل را رعایت می کنید؛ به نحوی که نه خودتان آزار می بینید و نه دیگران را آزار می دهید.
شما حس می کنید دیگران در حد معقول شما را می پذیرند؛ در واقع از تصویری که در اجتماع از خود ارائه داده اید، راضی هستید. شما به خوبی می دانید در موقعیت های اجتماعی جدید چگونه باید رفتار کنید تا بازتاب دلخواه تان را داشته باشید.
* امتیاز ۱۰ تا ۱۷
هنگامی که در جمع هستید، به خوبی آرامش تان را حفظ می کنید و بسیاری اوقات در این شرایط کاملا آرام و خونسرد هستید. اینکه دیگران شما را چگونه می بینند و چه نظری در موردتان دارند، برایتان مهم نیست. در حقیقت شما نسبت به نظر دیگران در مورد خود بی اعتنا هستید. تصویری که از خودتان می بینید و به جامعه ارائه می کنید، بیشتر مطابق با استانداردهای شخصی خودتان است و کمتر به اصول و قواعدی که جامعه به عنوان یک رفتار پذیرفته شده وضع کرده است، اهمیت می دهید.
به اعتقاد روانشناسان بررسی اضطراب های اجتماعی از سخت ترین مطالعات است؛ چون باید این مسئله را از دو دیدگاه در نظر گرفت؛ اول، آنچه خود فرد می گوید مانند آنچه که این آزمون بررسی کرده است و دوم، رفتارهای اجتماعی نظیر صحبت کردن در جمع با صدای بلند و با اعتماد به نفس بالا یا گوشه گیری و انزوا.
بسیاری از افراد در اجتماع و در حضور جمعی غریبه احساس اضطراب و نگرانی می کنند اما می توانند خود را کنترل کرده و نگرانی خود را پنهان کنند. در روانشناسی به این افراد «برون گراهای خجالتی» گفته می شود. این افراد آموخته اند که در عین اضطراب، نگرانی و ناراحتی؛ بر خود مسلط شوند و رفتار متعادلی داشته باشند. تحقیقات نشان می دهد هر چه اعتماد به نفس فردی پایین تر باشد، اضطراب اجتماعی بیشتری را تجربه می کند.
این افراد ترجیح می دهند کمتر در جمع باشند و کمتر با دیگران به خصوص افراد غریبه قرار ملاقات بگذارند و چون درک درستی از خود و توانایی هایشان ندارند، در حضور دیگران احساس می کنند نسبت به آنها در سطح پایین تری قرار دارند؛ به همین دلیل دوست ندارند دیگران کاستی های آنها را ببینند و بنابراین تصمیم می گیرند منزوی و دور از جامعه بمانند.
همین مسئله موجب می شود مهارت های اجتماعی کمتری را بیاموزند؛ چون بسیاری از مهارت های ارتباطی و اجتماعی را هنگام برقراری ارتباط با دیگران و هنگام حضور در اجتماع می آموزیم.
این افراد شخصیت اجتنابی دارند و از هر چیزی که مضطرب شان کند، اجتناب می کنند. این افراد نسبت به عکس العمل دیگران و بازتاب رفتارهایشان بسیار حساسند و برای محافظت از خودشان تصمیم می گیرند منزوی و تنها بمانند. تنهایی موجب می شود دیگران از نقاط ضعف آنها مطلع نشوند و به همین خاطر احساس آرامش بیشتری می کنند.
از آنجایی که این مشکل موجب می شود فرد نتواند مهارت ها و توانایی های خودش را نشان داده و استعدادهایش را پرورش دهد، روانشناسان توصیه می کنند افرادی که چنین ویژگی هایی دارند، حتما باید با کمک کارشناس و افراد متخصص نسبت به رفع مشکل خود اقدام کنند تا بتوانند با نشان دادن توانایی های واقعی خود، از زندگی شان لذت بیشتری ببرند و ارتباطات سالم، شاد و زیباتری را تجربه کنند.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
بازدید : 13 بازدید

در ۷۶ کیلومتری اراک و در کوهپایه کوه کلاهه آشتیان،روستایی قرار دارد که قدمت آن به زمان ساسانیان می رسد.روستایی که وجود درختان صدساله و خانه های با قدمت یک قرن از ویژگی های آن به شمار می رود؛ روستای گرکان که یکی از ریشه های نام آن،گبرمکان یعنی محل اسکان زرتشتیان است.
وجود آتشکده هایی در گرکان و روستاهای مجاور آن مانند آثار آتشکده «آذرکشسب» در ناحیه «فردجان» فراهان که تا سال ۲۸۲ هجری قمری دایر بوده و قبرهایی از سفالکه در گرکان و روستاهای دیگر یافت شده اند، آمده مهر تاییدی بر این نامگذاری هستند.
آتشکده قلعه خرابه یکی از این آتشکده هاست که در بالای قله کوه «دیدگاه» قرار دارد.آب انبار مرحوم مستشار الملک،تکیه قدیمی (محل تعزیه و شبیه خوانی)، برج و منزل استاد عبدالعظیم قریب و مسجد جامع گرکان از جمله آثار فرهنگی و باستانی این روستا است.
در گرکان حمام های کهنه و نو و غسالخانه ای که با طاق آجری ساخته شده بود نیز وجود داشته ولی بر اثر بی توجهی در سالیان اخیر خراب و به کلی آثار آنها از میان رفته است.

آب اصلی گرکان از چشمه سارهایی که در جنوب شرقی کوه کلاهه جاری هستند تامین می شود و از مجاری به نام سُفت عبور کرده و سپس از دره معروف به دره آسیابها گذشته،باغات و دشت عمده گرکان را سیراب می کند. آب اصلی گرکان به اندازه ای است که تا سال ۱۳۰۵ تعداد ۱۹ آسیاب آبی که در مسیر آن قرار داشتند در تمام ایام سال دایر بودند.اما پس از پیدایش آسیابهای موتوری از اهمیت آنها کاسته شد و امروز همه آنها خراب و بعضاً آثار خرابه های آنها نیز در حال از بین رفتن و محو شدن است.
در گرکان سد زیبایی به همین نام وجود دارد؛سدّی که برای رفتن به کنار آن می بایست از جاده های باریک و گردنه هایی هیجان انگیز عبور کرد.سدی خاکی که در کنار فضای دلنشین آن روستا،حال و هوای خاصی به بازدید کنندگان می دهد.
تقریباً در شمال شرقی گرکان مکانی وجود دارد به نام «دره ی پی امامان»؛این دره به ویژه قسمتی از آن که جزو “تختان” رودخانه فصلی گرکان است و از ماسه و سنگ تشکیل شده،از گذشته ای بسیار دور برای اهالی گرکان، محلی متبرک و مقدس مورد توجه بوده است و در آنجا برای برآورده شدن حاجات خود نذرهایی می کردند.

مردم گرکان دارای آداب و آئین های مخصوصی هستند و گویش و واژگان خاص خود را هنوز حفظ کرده اند.مراسم ویژه ای در گرکان تا این اواخر به نام «آب پاشانک» انجام می گرفت؛بدین ترتیب که هر سال در روز اول تابستان (اول تیرماه) اهالی گرکان کاسه و یا جامی از آب تمیز را به سر و روی هر کسی که از جلو خانه شان عبور می کرد می پاشیدند و این عمل را شگون و فال نیک می پنداشتند و هیچ کس، چه پیر و چه جوان، زن یا مرد از این عمل ناراحت نمی شدند و با خوشرویی با «پاشنده» آب برخورد می کردند.
از طرفی این مراسم، یعنی «آب پاشانک» یکی از مراسم سنتی زرتشتیان و آیین دوره ساسانیان است که در روز اول تیرماه اجرا می شده و «تیر» به عقیده زرتشتیان نام فرشته ا ی بوده است که نگهبان باران است.

از دیگر مراسم جالب توجه مراسمی است که اهالی گرکان و آشتیان و روستاهای دیگر نزدیک به گرکان، کوشش دارند که روز اول تیرماه به زیارت دو امامزاده ای که در روستایی در حدود ده کیلومتری گرکان به نام آهو قرار دارد،بروند.
اما از همه این ویژگی ها که بگذریم به مهمترین بخش آن می رسیم که بیش همه نام این روستا را بر سر زبانها انداخته است؛این که گرکان زادگاه بسیاری از مفاخر و فرهیختگان علمی کشور است.افرادی همچون دکتر محمد قریب پدر طب کودکان ایران،دکتر عبدالکریم قریب پدر علم زمین شناسی ایران،استاد عبدالعظیم قریب گرکانی بنیانگذار ادبیات نوین فارسی،آیت الله احمد محسنی گرکانی،شمس العلمای قریب،استاد بدرالزمان قریب،دکتر احمد قریب و… .
با این تفاسیر حتما سفر به این مکان زیبا،تاریخی و فرهیخته پرور را در برنامه های بعدی خود قرار دهید و مطمئن باشید پشیمان نخواهید شد.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان

روستای “زید” از توابع استان ایلام دارای آثار شگفتی است که وجود انبارهای تاریخی گندم در دل صخره های بزرگ که تاکنون شناسایی نشده اند یکی از این شگفتی هاست.
بدون شک آثار پنهان گردشگری و تاریخی زیادی در استان ایلام وجود دارد که تاکنون اطلاعات این آثار پنهان در جایی عنوان نشده و تاکنون به طور کامل در خفا بوده اند.
به همین منظور به روستای “زید” از توابع شهرستان دره شهر رفته ایم تا یکی از شگفتی ها یعنی انبارهای تاریخی گندم در دل صخره های بزرگ را در این روستا گزارش کنیم.
روستای زید در بین راه ایلام به دره شهر در ۲۵ کیلومتری شهر دره شهر قرار دارد و یکی از روستاهای زیبای استان ایلام است.
این روستا به دلیل وجود “امامزاده تاریخی زید بن علی” به این اسم لقب گرفته است و این امامزاده از نوادگان امام موسی کاظم(ع) است و از گذشته تاکنون جایگاه بالایی نزد مردم داشته است.
دره های بسیار بزرگ و شگرفی که تاکنون در استان ایلام شناسایی نشده اند در این روستا قرار دارد که البته تعداد آنها بیش از پنج تا شش دره بزرگ است.
دره های بزرگ پشت روستای زید قرار دارند و فاصله چندان زیادی با روستا ندارند ولی بسیار بزرگ و خطرناک هستند و برای دیدن این دره ها باید حتما لوازم کوهنوردی به همراه داشت.
روستای زید با ۱۰۰ خانوار و ۸۰۰ نفر جمعیت از روستاهایی است که طرح هادی در آن به طور ناقص اجرا شده و اجرای جدول کشی و آسفالت خیابان از اصلی ترین نیازهای روستاست.
اما دره های بزرگ و زیبای روستا ما را به سمت خود می کشاند و می توان از نزدیک شاهد زیبایی های دره ها باشیم. از طرفی آثار پنهانی و تاریخی در دره ها دیده می شود که تا پیش از این کسی راجع به این انبارهای تاریخی گندم چیزی در استان ایلام عنوان نکرده است.
البته در انتهای روستا، خانه قدیمی وجود دارد که نشان می دهد این خانه با آن انبارها ارتباط دارند ولی طبق گفته اهالی روستا این انبارهای گندم متعلق به ۷۰۰ تا ۸۰۰ سال پیش است و تاکنون کسی بر روی این انبارها مطالعه نکرده است.

همانطور که در تصویر مشخص است این انبارها به گونه ای بسیار زیبا و عجیب بر روی صخره ها بزرگ با گل و سنگ و چوب درست شده اند و مردم آن زمان از انبارها برای ذخیره گندم استفاده کرده اند و طوری طراحی شده اند که گندمها در این محل تا سه سال ماندگاری دارند و خراب نمی شوند.
وجود این انبارهای گندم در دل صخره ها از یک طرف برای ماندگاری و ذخیره گندم و از طرفی برای جلوگیری از تهاجم راهزنان طراحی شده است که با توجه به وجود دو صخره روبروی هم نشان می دهد که در این مکان امنیت نیز مد نظر قرار گرفته است.
نزدیک صخره ها که بشویم شگفتی ساخت این انبارها بیشتر به چشم می خورد که تعداد آنها نیز بیش از ۳۰ انبار است.

وجود این انبارهای تاریخی گندم در دل صخره ها و چنین ارتفاعاتی انسان را به شک می اندازد که چگونه امکان دارد در گذشته بدون هیچ امکانات لازمی که حتی مردم امروزی هم می توانند با راحتی از آن بالا بروند، ساخته شده اند.
طبق گفته بعضی از اهالی روستا در بعضی از انبارهای تاریخی گندم به خصوص در ارتفاعات بالاتر اشیایی وجود دارد که امکان بیرون کشیدن آنها وجود ندارد.
اما در دره بزرگ روستا دو صخره روبروی هم هستند و جالب اینکه در دل هر دو صخره این انبارهای تاریخی گندم ساخته شده است.

در این صخره نیز انبارهای تاریخی گندم به همان شکل که بر روی صخره اولی ساخته شده بود، بنا شده اند و در واقع در این مکان انبارهای تاریخی زیادی وجود دارد.
هر چند در این زمینه مطالعاتی انجام نشده و نمی توان قدمت این انبارهای گندم را به طور دقیق تخمین زد ولی وجود این انبارها در دل صخره ها و نحوه ساخت آنها خالی از لطف برای بازدید گردشگران نیست هر چند در روستا مکانهای دیدنی گردشگری زیادی وجود دارد.
اما در کنار این همه انبار تاریخی گندم، یک انبار به طور ویژه و تنها در دل صخره ها ساخته شده است و با دیگر انبارها تفاوت دارد.

این انبار تاریخی مخصوص ذخیره نمک بوده است که به طور جداگانه در آن سوی انبارهای گندم ساخته شده است.
شاید واقعا نکات جالب دیگری هم در این انبارها وجود داشته باشد که از چشم ما پنهان باشد ولی باید با مطالعه و پژوهش و بررسی دقیق، این انبارها را مورد واکاوی قرار داد.
اما در کنار انبارهای تاریخی گندم و نمک، دو آسیاب تاریخی در بین دره یعنی وسط دو صخره قرار دارد که نشان می دهد روزگاری این منطقه محل اصلی گندم و آسیاب گندم که در زندگی گذشته حرف اول تغذیه مردم را می زده، داشته است.

تصویر فوق یکی از همان آسیابهای تاریخی است که در کنار صخره قرار داد و نشان می دهد روزگاری گندم های موجود در انبارها به وسیله این آسیابها برای مصرف مردم آسیاب می شده است.
به طور کلی با توجه به وجود خانه های قدیمی، انبارهای گندم و نمک و آسیاب ها می توان گفت این دره به لحاظ طبیعی و تاریخی می تواند در کشور معرفی شود و مورد استناد برای بسیاری از مطالعات تاریخی قرار گیرد چه بسا اطلاعات ارزشمندی را به محققان در این زمینه بدهد.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
بازدید : 257 بازدید

باور رایج در میان مردم این است که در خانواده تقسیم کار وجود دارد و وظیفه اصلی تامین معاش فرزندان با پدر است و تربیت فرزند از تحمل شب بیداری تا بازی و آموزش و رسیدگی به کودک بر عهده مادر است، و معمولاً مادر متهم اصلی در عدم تربیت صحیح فرزندان است. اما حقیقت چیز دیگری است. تربیت فرزند یک نقش جداگانه بر عهده پدر یا مادر نیست و وظیفه پدر تنها به تامین نیازهای مادی فرزندان خلاصه نمی شود ، بلکه تکالیف و وظایفی بر عهده پدر است که نقش موثری در تربیت صحیح و اصولی فرزندان دارد.
– تربیت اجتماعی
خانواده اولین مکانی است که کودک در آن مهارت های اجتماعی را می آموزد، مهارتهایی مانند ارتباط با دیگران، مسئولیت پذیری، خویشتن داری، همدردی، صبر و تحمل … در این زمینه پدر به عنوان مدیر خانواده در آموزش این مسئولیتها نقش ویژه ای را بر عهده دارد. اولین قدم در این راه مشورت با فرزندان و سپردن مسئولیت های مناسب به آنهاست. مشورت گرفتن از فرزندان باعث شکوفایی شخصیت و احساس مفید بودن در آنها می شود و اعتماد به نفس آنها را افزایش می دهد.
قدم دوم نظارت و یاری کردن در انتخاب دوست است. در این برهه وظیفه پدر تحمیل نظرات خود به فرزند نیست بلکه پدر در فضای عاطفی و معقول شرایط و مصادیق یک دوست خوب را برای فرزندش بازگو میکند و از دور روند انتخاب فرزندش را کنترل می نماید، اهمیت این مسئله از آنجا ناشی می شود که فرزندان در دوران نوجوانی بیشترین تاثیر را از همسالان و دوستان خود می پذیرند. قدم سوم آموزش معارف دینی است. آموزش معارف صحیح به فرزندان می تواند آنها را در مقابل بسیاری از انحرافات مصون بدارد و آنها را از گرفتار شدن در افکار انحرافی و التقاطی نجات دهد.
قدم سوم که بسیار مهم و حیاتی این است که خود پدر به اموری که آنها را بیان می کند، پایبند باشد و خود به آنها عمل کند و نقش یک الگوی مناسب را برای فرزندانش ایفا نماید، علی الخصوص در فرزندان پسر که در سنین مختلف پدر خود را به عنوان الگو بر می گزینند.
– تربیت اقتصادی
مسئله اقتصاد و تامین معاش از ضروریات زندگی است و یکی از وظایف پدر پایه گذاری بینش و دید صحیح در این زمینه در فرزندان است. نهادینه شدن به دست آوردن رزق حلال، انفاق و دستگیری نیازمندان در دوران کودکی است که برای فرزند به صورت یک ارزش در می آید. وظیفه بعد در این نوع تربیت شناسایی استعدادهای فرزند و سوق دادن او به سمت شغلی که به آن علاقه مند است و کمک فکری و مادی به فرزند برای رسیدن به شغل مناسب که هم شان و مناسب اوست.
– وظیفه و نقش پدر
پدر مسئول دادن آگاهی های لازم و پرورش فرهنگی فرزندان است. از نظر کودک اوست که همه چیز را می داند ، به همه ی سؤالات پاسخ می گوید . از هر واقعه ای ، در هرجا که اتفاق افتد خبر دارد، آینده و گذشته را اوست که باید خبردهد ، و بالاخره اوست که دریچه ای از اطلاعات را به روی کودک می گشاید.
شاید تصور کودک از پدر اغراق آمیز باشد ولی در کل این نکته درست است که افراد بزرگسال واجد اطلاعات و تجاربی هستند که کودکان فاقد آنند و اگر آنها از کودک مضایقه نمایند از موقعیت شایسته و مناسبی محروم می گردند. پدر در این رابطه متعهد انجام نقشی است که دیگران از آن عاجزند.
پدر از یک دید ، معلم خانواده ، رهبر و قانون دان است . از طریق پدر است که کودک به گفته خواجه نصیرطوسی از تدبیر و کمالات نفسانی ، چون آداب وفرهنگ ، هنر وصناعات وعلوم و طریق زندگی که اسباب بقاء و کمال نفس او هستند برخوردار می شود.
این خطاست که تصور شود نقش فرهنگی فقط به عهده مدرسه است، زیرا پایه های صحیح علم و اطلاع را پدر درخانواده می گذارد و اوست که فرزندان را در جهت توسعه و اطلاعات و رشد مهارت ها و معلومات و پرورش ذوق و سلیقه و جهت دادن آنها یاری می کند. پدر ممکن است بسیاری از آنچه را که خود می داند به فرزند خویش منتقل نماید و بسیاری از مسائل مورد نیاز و مشکلات و معماهای او را حل کند و از این دید وضع راهنمایی را برای کودک ایفا کند و راهی برای زندگی او عرضه نماید .
– اهمیت پدر در جنبه الگویی
کودک در مسیر رشد از افراد بسیاری اثر می پذیرد و تحت تأثیر دیده ها و شنیده های بسیاری است. همه ی آنهایی که اطراف او هستند و به نحوی در او اثر دارند مدل و الگوی کودک اند . اما پدر از همه ی آنها مهمتر و مؤثرتر است و این اهمیت و تأثیر تا سنین نوجوانی همچنان بر جای خویش است .
رفتار پدر در سنین خردسالی فرزند برای او همه چیز است : درس ، اخلاق ، تربیت ، سازندگی یا ویرانگری. طفل همه چیز را از او کسب می کند: محبت ، شفقت ، وفاداری ، خلوص و صفا ، رشادت و شهامت ، ادب و تواضع ، عزت نفس ، سجایای اخلاقی ، درستکاری ، پشتکار ، سربلندی ، شرافت ، صداقت و…
این امر آن چنان از نظر روانشناسان تربیتی گسترش دارد که برخی از آنها رفتار فرزندان را انعکاسی از رفتار پدران دانسته اند و گفته اند : تو اول کودک خود را به من بنمای تا بگویم تو که هستی . نحوه استدلال پدر، به کارگیری وسایل و ابزار، کینه توزی و خود خواهی او و… همه در کودک مؤثر است .
بر این اساس پدران در برابر رفتار شخصی خود مسئولند. و با افکار و رفتارشان کودک را جهت می دهند ، و موجبات رشد و یا سقوط شخصیت فرزندان را فراهم می آورند.
– شرط اثر گذاری پدر
شرایط اثرگذاری پدر در کودک این است که پدر در خانه باشد و در حضور کودک باشد ، همدم و همبازی او باشد ، به او محبت کند ، از نظر کودک عادل باشد ، در برخوردها هیچگونه تبعیضی نداشته باشد تا به نظر کودک کسی آید که به رفع نیازهای او اقدام می کند و در کل ، او پدر را دوست داشته باشد.
فرزند در چنین شرایطی است که از پدر الگو می گیرد و می کوشد کردار و رفتارش را با او موافق سازد . در غیر این صورت ممکن است طفل در اثر خشم و فشار پدر از او سرمشق بگیرد ولی چنین جنبه الگویی هرگز پایدار نیست . طفل جبراً راه و روش پدر را تکرار می کند. ولی دردل هرگز عشقی نسبت به او احساس نخواهد کرد و هرگز نخواهد اندیشید که چون او باشد و حرکات و رفتارش را براساس خواسته او شکل بدهد. طبیعی است هرگونه تلاش و اقدامی که دراین راه به عمل آید بی ثمر خواهد بود.

– تربیت از راه الگو
پدران اگر بخواهند فرزند خود را بپرورانند و او را به شیوه و روشی خاص جهت دهند باید مدل و الگوی راه و روشی باشند که برای فرزند خویش خواستارند. پدرانی که بین عمل و گفتارشان ، تفاوت است و پدرانی که فرصتی کافی برای ارتباط با فرزندان خود ندارند هرگز الگوی خوبی برای فرزندان خود نخواهند بود .
– یک روش تربیتی
پدر در طریق سازندگی کودک ، آشنا کردن او به ضوابط و شرایط محیط و زمانی هم برای دادن آموزشهای لازم و کافی در یک امر نیاز دارد فرزندان خود را به سفر ببرد . لذا از شما پدران می خواهیم برنامه سیر و سفر و گشت و گذار خود را کلاس درس کنید و خود معلم این کلاس باشید . حال که بناست مثلاً پنج روزی درمسافرت باشید از قبل برای آن برنامه ریزی کنید. ببینید در قطار و در کوپه خود چه چیزهایی را می توانید بگویید ، چه قصه های قابل ذکری دارید که در آن نکات آموزنده و سازنده ای باشد و چگونه می توانید بسیاری از اهداف و مقاصد تربیتی را پیاده کنید .
هرچه که در مسیر با آن برخورد می کنید به فرزندتان معرفی کنید . از تاریخ آن بگویید ، در مورد فواید و مضار آن بحث کنید ، از نکاتی که می تواند مایه عبرت آموزی باشد بحث به میان آورید چون این فرصت ها کمتر پیش می آیند و حتی گاهی ممکن است فرصت پدید آید ولی دیگر دیر شده باشد. مثل زمانی که فرزندان شما به سنین نوجوانی ، بلوغ و جوانی رسیده اند.
شما با گردش دادن فرزند و همراه کردن آنها با خود ، مخصوصاً درهفت سال سوم زندگی او با نشان دادن مناظر آموزنده و سازنده می خواهید کاری کنید که او اولاً غم و رنج خود را فراموش کند ، ثانیاً ساخته و پرداخته شود و ثالثاً رابطه مفید و سازنده ای با شما برقرار کند.
براین اساس باید مراقب باشید و سعی کنید روابط شما با او سالم و طبیعی و به دور از آشفتگی ها باشد. در طول همراهی با او ، سعی کنید از او کمتر ایراد بگیرید، کمتر انتقاد کنید و خاطر او را کمتر مشوش سازید. تذکر اشتباهات او به صورت غیر مستقیم ، مشفقانه و حتی در خفا باشد.
صبر و تحمل شما درهمراهی فرزند بسیار کارساز است. خود دار و مسلط باشید. بکوشید به گونه ای برخورد کنید که دست شما از دست او خارج نشود. مخصوصاً در هفت سال سوم زندگی فرد ، که در آن صورت ترمیم دل شکسته و تحت کنترل درآوردن او بسیار مشکل است . در این صورت او حال غزالی را دارد که اگر بگریزد به زحمت ممکن است با شما مأنوس گردد.
– زیان جدایی ها
پدر باید زمینه ساز انس و الفت از طریق ایجاد رابطه با فرزند باشد. این رابطه از طرق مختلف در محیط خانه و زندگی فراهم می شود . مثلاً از طریق تشکیل جلسات مشاوره خانوادگی و شرکت دادن کودک در تصمیم گیری ها . وجود چنین نزدیکی هایی سبب می شوند که طفل با پدر احساس صمیمت و انس کرده و خود را نسبت به او نزدیک بیابد.
عدم توجه وعدم همکاری و هم کلامی نسبت به فرزند سبب می شود که کودکان به تدریج از پدر بگسلند و به دوستان و معاشران خود توجه کنند ، با آنها راز دل بگویند و به تدریج دست خود را از دست پدر بیرون بکشند. گاهی چنین کودکانی به سوی معلمان و یا افرادی که دارای مقامی برترند روی آورده و از پدر می گریزند.
این امر ممکن است از جهاتی و یا در مواردی به نفع کودک باشد ولی از خطرات وعوارض آن نباید غافل شد.
وجود شکاف بین پدر و کودک ودرعوض انس با دوستان و معاشران و رابطه تنگانگ با آنان گاهی ممکن است به قیمت رسوایی و آلودگی فرزند تمام شود و دامنه آلودگی را به مرز خانواده بکشاند.
– وقت گذاری پدر
فرزندان شما نیاز به وقت گذاری شما دارند تا از وجود شما و از زمینه های انس و الفت شما بهره ای گیرند. راه و روش زندگی را از شما فرا گرفته و طریق زندگی خود را هموار سازند. شما هرچند که سرگرم و مشغول کار باشید بازهم به صلاح و مصلحت شماست که در شبانه روز لااقل نیم ساعت با فرزندتان همراه باشید، با او حرف بزنید ، بگویید و بخندید، استراحت و تفریح کنید.
در سایه این وقت گذاری قادر خواهید شد رفتار فرزندتان را دریابید، از ریشه و منشاء آن باخبر شوید، اگر رفتاری ناپسند دارد از آن سر درآورده و راه رفع واصلاح آن را پیدا کنید . از تمایلات و خواسته های او آگاه شوید و در این رابطه تصمیم بگیرید.
کودک در آینده به آن کس دلبسته تر خواهد شد که با او سابقه انس وارتباط بیشتری داشته باشد. و حرف و سخن آن کس را بیشتر پذیرا خواهد شد که باب رفافت وملاحظات با او گشاده باشد . و شما در سایه ی این وقت گذاری موفق خواهید شد رابطه ی او را با خود ، با اعضای خانواده و از آن مهم تر با خدا محکم تر سازید.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان

خانه نیما یوشیج در روستای یوش، مربوط به دوره قاجاریه است و یکی از جاذبههای گردشگری استان مازندران به شمار میرود.
“یوش” روستایی است از توابع بخش بلده شهرستان نور در استان مازندران ایران.
این روستا به دلیل اینکه زادگاه “نیما یوشیج” پدر شعر نو فارسی است، شهرت یافته است.

روستای “یوش” از روستاهای ییلاقی بسیار خوش آب و هواست و دارای ۱۴ چشمه است.

این خانه محل زندگی پدر و نیاکان نیما یوشیج بوده است و از سوی “ناظم الایاله” در محله لالوی یوش ساخته شده است.

عمده مصالح به کار رفته در این بنا خشت، گل و چوب است.

خانه دارای نورگیرهای مشبک چوبی با طرحهای جالب است.

این بنا دارای سه ورودی و اتاقهای بسیار است.

“علی اسفندیاری” یا همان “نیما یوشیج” در سال ۱۲۷۴ در این خانه متولد شد.

خانه نیما یوشیج با داشتن آجرکاری و گچکاریهای زیبا از جاذبههای گردشگری استان مازندران به شمار میآید.

خانه نیما برای نخستین بار در سال ۱۳۷۰ مورد مرمت قرار گرفت.

در سال ۱۳۷۳ این خانه از سوی سازمان میراث فرهنگی خریداری و برای بار دوم در سال ۱۳۷۵ مرمت شد.

این خانه به شماره ۱۸۰۲ از طرف سازمان میراث فرهنگی به عنوان اثر ملی ثبت شده است.

نیما در خصوص این خانه گفته بود: «پدربزرگ من برای من قصر و قلعه ساخته است نه خانه. دیوارهای منقش، سقفهای منبتکاری شده و … »

حیاط خانه نیما

نیما یوشیج که به ذاتالریه مبتلا شده بود، در ۱۳ دیماه ۱۳۳۸ درگذشت.

پیکر نیما نخست در گورستان ابن بابویه تهران به خاک سپرده شد اما در سال ۱۳۷۲ بنا به وصیتش، پیکر او را به خانهاش در یوش انتقال دادند.

دستنوشتههایی از نیما یوشیج
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان